مقامع الفضل - البهباني، الشيخ محمد علي - الصفحة ٣٢٩ - جواب
تقدير تسليم سندش- ظاهرش آن است كه: مراد تشبّه به ايشان است از حيثيّت دوستى و ميل و اختيار و استحسان طريقۀ ايشان، بلكه هرگاه تشبيه مذكور موجب مزيد حزن و گريه و تعزيه بر آن حضرت شود داخل عموم «من بكى أو تباكى أو أبكى و لو واحدا وجبت له الجنة» [١] مىگردد.
و از جملۀ مؤيّدات جواز تشبيه آن است كه: شيخ مفيد (رحمه اللّه) در زيارت حضرت رسالت (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) در عيد مولود فرموده كه: «هرگاه در غير مدينۀ طيّبه باشى و خواهى كه آن حضرت را زيارت كنى شبيه به قبر در پيش خود بساز و اسم آن حضرت را بر آن بنويس و بايست و متوجّه آن حضرت شو، بگو پس زيارت طولانى نقل فرموده [٢].
و از ظاهر كلامش ظنّ غالب به هم مىرسد كه در اين باب به نظر او حديثى رسيده باشد، چنانكه وظيفۀ تعبيرات قدماء است و اينها در صورتى است كه مشتمل بر امر حرامى نباشد مثل: نظر [به] نامحرم.
أمّا سنج و دهل و طبل، پس آنها داخل آلات لهو و طربند مثل: دف و سرنا، و به اين سبب آن را در بعضى از مهتر خانهها [٣] مىزنند، و از براى حكّام با ساير سازها مىزنند.
و در «صحاح» گفته: الصنج الذي تعرفه العرب هو الذي يتّخذ من صفر يضرب أحدهما بالآخر، و أمّا الصنج ذو الأوتار فيختصّ به العجم [٤]، و الطبل الذي يضرب به [٥].
و در «قاموس» گفته: الصنج شيء يتّخذ من صفر يضرب أحدهما على
[١] بحار الانوار: ٤٤/ ٢٨٨ حديث ٢٧.
[٢] بحار الانوار: ٩٧/ ١٨٣ (نقل از شيخ مفيد (رحمه اللّه)).
[٣] مهتر يعنى: بزرگتر، كلانتر، رئيس خواجگان شاه- در عصر صفويه- (فرهنگ معين: ٤/ ٤٤٦٠).
[٤] الصحاح: ١/ ٣٢٥.
[٥] الصحاح: ٥/ ١٧٥٠.