مقامع الفضل - البهباني، الشيخ محمد علي - الصفحة ٣١٨ - جواب
به معنى قرق است، و اينها مخصوص پيغمبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) و امام (عليه السلام)، است و ديگرى را نمىرسد كه جائى را قرق نمايد، نه از براى خود و نه از براى ديگرى به اجماع كلّ مسلمين.
و آنچه را قاصر نوشتهام- به مصرف رسانيدن چوب و گالى- ضرر به احياء ندارد و مرادم آن نيست كه به مجرّد بريدن- هرچند كه نه به قصد احياء باشد- به آن إحياء حاصل مىشود و از قبيل موقوف عليه احياء مىگردد، بلكه مراد حقير و جميع فضلاء كه فرمودهاند: «بعضد شجرها»- مثلا-: آن است كه:
هرگاه آنها را به قصد احياء و تملك به عمل آرد تحجير يا احياء مىشود و بريدن و إزاله كردن در بعضى مواضع موقوف عليه و مقدمۀ احياء مىگردد، نه آنكه خودش نفس احياء و تحجير است، و اگر بعد از آن ازاله؛ مزال را يعنى: چوب و گالى را- مثلا- به مصرف تعمير جائى رساند ضررى به قصد احياى او ندارد، و مراد علماء از انتفاء يد غير، همان است كه اشاره به آن نموديم كه: بالفعل در تصرف مالكانۀ غير نباشد، نه آنكه در هيچ وقت از اوقات، به هيچ نحوى از انحاء در آن تصرفى نكرده باشد، چنانكه بر أدناى طلبه مخفى نخواهد بود.
و مراد از انتفاع حريميت عامر؛ آن است كه: بالفعل حريم نباشد، و مراد از حريم همان است كه علما فرمودهاند.
قال الشهيدان و غيرهما: حريم الحائط مطرح آلاته من حجر و تراب و غيرهما على تقدير انهدامه ... و حريم الدار مطرح ترابها و رمادها و كناستها و ثلوجها و مسيل مائها حيث يحتاج إليهما، و مسلك الدخول و الخروج في صوب الباب إلى أن يصل إلى الطريق أو المباح [١].
و هيچكس در هيچ جائى از جمله حريم نشمرده است جائى را كه از آنجا
[١] شرح لمعه: ٧/ ١٦٤.