مقامع الفضل - البهباني، الشيخ محمد علي - الصفحة ١٠٣ - جواب
باشد و بس، بايد عزم دادن كفّاره نيز كند.
و اگر هم قضادار و هم كفّارهدار است مثل خوردن روزۀ ماه مبارك رمضان بدون عذر شرعى بايد عازم بر قضاء كفّاره نيز باشد.
و اگر حق اللّه و حقّ الناس است نسبت به حق اللّه توبه كند به نحوى كه مذكور شد، و اما حقّ الناس، پس يا مالى است، يا غير مالى، غير مالى مثل اين است كه: كسى را فحش دهد و كسى را كه حرامزادگى او معلوم نباشد؛ حرامزاده گويد يا ولد الزنا گويد، يا كسى را كه قرمساقى او معلوم [١] نباشد قرمساق گويد، و همچنين كسى را بدون جهت شرعى اذيّت غير مالى رساند مثل زدن و غيبت كردن، پس صحّت توبه در اين صورتها موقوف است بر آنكه آن شخص را راضى كند تا او را حلال كند [٢] و اگر فحش [٣] موجب حدّ شرعى باشد و آن شخص مطالبۀ حدّ كند بايد عازم بر اطاعت باشد و گردن نهد، و اگر آن شخص را نشناسد يا دستش به او نرسد از براى او دعا و استغفار و خيرات كند كه در قيامت ثواب آنها را به او دهند [٤] تا راضى شود يا خدا او را راضى كند.
[١] ه: ثابت.
[٢] رضايت گرفتن از مغتاب (شخص غيبت شده) در صورتى واجب است كه مغتاب از غيبت اطلاع حاصل كرده باشد ولى اگر غيبت بگوشش نرسيد- همانطورى كه علّامه در شرح تجريد و بزرگان ديگر در كتب مربوطه فرمودند- لازم نيست غيبتكننده به مغتاب بگويد از شما غيبت كردم و به من رضايت بده بلكه در پيشگاه خدا براى مغتاب استغفار و طلب بخشش كند كافى است، و اگر تهمت بود و بگوش متهم نرسيده پيش آن كس كه آن تهمت را نقل كرده لازم است بگويد: دروغ گفتم اما لازم نيست به شخص متهم بگويد به شما تهمت زدم و بنده را ببخشيد، البته در پيشگاه خدا توبه مىكند (شرح تجريد: ٤٤٩).
و اگر احتمال داشته باشد كه رضايت گرفتن زمينۀ كينه و عداوت را فراهم نمايد باز طلب مغفرت براى مغتاب و ... كافى است (جامع السعادات: ٢/ ٢٤٢).
[٣] ب، د: فحشش.
[٤] الف، ج، د: دهد.