ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٤٢ - حق سوم - پاسخ مثبت مردم به دعوت زمامدار و اطاعت از دستورات او
نمى خواهم و موفقيتى براى من جز با مشيت خداوندى نيست . من بر او توكل كردهام و بسوى او بازگشت ميكنم ) آيات فراوانى در قرآن مجيد اين معنا را تذكر مى دهد كه بعثت پيامبران و فرستادن كتابهاى آسمانى همه و همه براى اينست كه مردم را از كلمات جهل و فقر و نكبت و طغيانگرى و خود محوريها بيرون آورند و به نور وارد نمايند . مانند : ( يا أَهْلَ الْكِتابِ قَدْ جاءَكُمْ رَسُولُنا يُبَيِّنُ لَكُمْ . كَثِيراً مِمَّا كُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْكِتابِ وَيَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ قَدْ جاءَكُمْ مِنَ الله نُورٌ وَكِتابٌ مُبِينٌ يَهْدِي بِه ) [١] ( براى شما نور و كتابى آشكار و آشكار كننده از طرف خدا آمده است . خداوند بوسيلهء آن نور و كتاب كسى را كه از رضاى او پيروى كند ، براههاى سلم و صفا و حقيقت راهنمائى نموده و آنان را باذن خداوندى از ظلمات بيرون آورده و به نور وارد مى نمايد ) .
پس دعوت و دستور و توصيه و تحريك رهبران الهى جز اصلاح حال خود انسانها و جز رهائى آنان از سيه روزيهاى جهل و فقر و فلاكت و طغيانگريها و خود محوريها نمى تواند بوده باشد . عدم اجابت مردم به اين دعوت و دستور در حقيقت به ضرر و تباهى خود آنان خواهد انجاميد ، چنانكه سرتاسر تاريخ شاهد گوياى اين قانون پايدار است كه تخلف مردم از دستورات و اوامر پيشوايان راستين همواره موجب سقوط خود آنان گشته است .
[١] المائده آيهء ١٥ و ١٦ .