ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١١ - پيش از آنكه عواقب وخيم حوادث گريبان شما را بگيرد ، بفريادهاى من گوش بدهيد
نه بانتقام خونهائى كه با شمشير تبهكاران ريخته مى شود اهميتى مى دهيد و نه از احساس برادرى با آن انسانها كه در راه شما بخاك و خون در غلطيدهاند برخوردار هستيد آيا هيچ فكر كردهايد در اين كه خونهائى كه در راه دفاع از دين و آرمانهاى شما روى خاك مى ريزد ، پيامى بشما دارند آيا هيچ در اين مسئلهء حياتى انديشيدهايد كه احساس برادرى در دين اسلام كه از علامات درخشان اين مكتب است ، بزرگترين عامل وحدت شما است و اگر اين عامل تباه شود و يا با بىاعتنايى در آن بنگريد ، هيچ عامل وحدت و يگانگى براى خود نخواهيد يافت زندگى مشتى از مردم كه از چنين احساسى بىبهره است اگر چه در محكمترين نظم رياضى باشد ، برتر از زندگى مشتى حيوانات اهلى نخواهد بود كه با هم مى خورند و با هم مياشامند و با هم حركت مى كنند و با هم مى نشينند و مى خوابند و ديگر هيچ . مردم آن جامعه اى كه انسانهائى از آنان مظلوم كشته مى شوند و ديگران به تماشاگرى قناعت ورزيده و به زندگى بىاساس و بىپشتيبان خود دل خوش مى دارند ، همانند چارپايانى هستند كه بعضى از آنها را مى كشند و ديگر جانداران به علف خوارى و جست و خيز مشغولند .
تلختر از همهء اينها كه گفتم ، اينست كه اصلا شما هدف و مرامى در زندگى نپذيرفتهايد شما مانند برگهاى ناچيز و خشكيده خود را تسليم هدفها و مرامهاى قدرتمندان ضد انسان نمودهايد ، گويا نمى دانيد كه هدف و مرام اقوياى قدرت پرست ، جز وسيله ساختن شما براى اشباع خودخواهىهايشان چيز ديگرى نيست .