ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٧٩ - من نخستين كسى هستم كه رسالت او را تصديق نموده ام
اراده در درون او بازتاب پيدا نمى كند و روشنتر از موضوع اراده ، پديدهء اختيار است كه در هنگام فعاليت در درون آدمى - كه عبارت است از سلطه و نظارت من بر دو قطب مثبت و منفى كار - از هيچگونه تأثر و بازتاب بر خوردار نيست ، بلكه چنانكه گفتيم : نوعى عمل و فعاليت محض است كه با تأثر بازتابى هيچگونه سنخيت ندارد .
گفته شده است كه : تعهد در تقسيم بندى بالا يكى از موارد قسمت دوم محسوب مى شود يعنى تعهد آن حقيقت درونى نيست كه از تأثر برخوردار بوده باشد ، بلكه فعاليت مخصوص روانى است كه روى عوامل سود و زيان بوجود مى آيد و نوع وجودى آن در درون ، جز مانند موج موقتى در روان آدمى چيز ديگرى نمى باشد .
اين نظريه غالبا مورد تأييد كسانى است كه مى خواهند اصالت تعهد و انگيزگى انسانى آنرا بىاهميت جلوه بدهند و به هر حال خواه اين نظريه مورد سوء استفادهء گروهى از متفكران بىاعتنا به اصول سازندهء انسانى قرار بگيرد يا نه ، آنچه كه لازم است اين است كه ما موضوع تعهد و ماهيت آنرا تا حدودى بيان كنيم . مى گوئيم : اگر چه تعهد تأثر انعكاس يافته اى در جهان درون ، از خود نشان نمى دهد ، ولى اين عدم انعكاس دليل آن نيست كه پديدهء تعهد مانند فعاليتهاى عدد سازى است كه در مغز آدمى بدون كمترين انعكاس بوجود بيايد و از صفحهء مغز نابود گردد .
اقيانوس ضمير ناخودآگاه يا وجدان مغفول هيچ پديده و فعاليت روانى را چه مورد اهميت آدمى قرار بگيرند و چه در كمال بىاهميتى قرار بگيرند ، رها نساخته و با جاذبيت شگفتانگيزى به اعماق خود جذب ميكند و اثر و نتيجهء آنرا در جريانات گوناگون روانى منعكس مى سازد . اين مسئله كه ما از تعهد عينيت تأثرى در درون خود نمى بينيم ، به اين سادگى نمى تواند موضوع تعهد را منفى بسازد ، زيرا چنان استدلال بىپايه اى در بارهء نفى خود من انسانى هم