ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٩ - با شنيدن دعوت براى دفاع از حيات چنان از ترس و هراس دگرگون مى شويد كه از درك سخنان من ناتوان مى گرديد
چرا بيم و هراسى از آن ذلت و حقارت و پستى نداريد كه دشمن بر شما پيروز شود و جان و مال و ناموستان را ببازى بگيرد و شادان و خندان بر اريكهء پيروزى نشيند و دنيا را بر مراد خود بيند . و در حالى كه گوشت و استخوان مردان شما در آن موقع طعمهء لاشخوران بيابانها گشته و زنان و كودكان و كهنسالانتان از وطنها آواره شدهاند . نه از زندگى آزادانه با معيشت صحيح برخوردارند و نه مرگ راحت كننده سراغشان را مى گرد .
آن چشمانى كه از شنيدن جهاد عزت بخش باضطراب بيفتد ، با شمشير دشمن براى ابد مى آرامد و از كار مى فتد .
و آن انسان زبون كه با شنيدن دعوت براى دفاع از حيات . در بيهوشىها فرو مى رود ، اسلحهء بران دشمن او را به هوش مى آورد .
٩ ، ١٠ - يرتج عليكم حواري فتعمهون و كأنّ قلوبكم مألوسة فأنتم لا تعقلون ( راه فهم سخنان من بر شما بسته مى شود و شما در حيرت و ترديد مى فتيد ، گويا دلهايتان مختل است و نمى توانيد تعقل نمائيد ) .
با شنيدن دعوت براى دفاع از حيات چنان از ترس و هراس دگرگون مى شويد كه از درك سخنان من ناتوان مى گرديد من براى توضيح ضرورت دفاع از حيات و تحريك به حمايت از جان خودتان ، معماگوئى نمى كنم ، اصطلاح بافى براه نمى اندازم ، سخن را با كلمات نامفهوم ابهام انگيز نمى سازم . عبارات من روشن است و مفاهيم آنها براى همهء شما قابل درك است . شما در برابر اين سخنان دلهاى خود را مشوش و مضطرب مى سازيد .
راه ورود اين سخنان حيات بخش را به درون خود مى بنديد چرا در درون شما چه مى گذرد بر تعقل شما چه شده است آن مردم پست كه