ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨٨ - يك اكتشاف عينى و تجربى در كارهاى انسانى در مقابل علم خداوندى
كارهاى انسانى را مجبور نمايد ، كارهاى خود خداوندى هم مسبوق به علم او است . زيرا يقينا خداوند هر كارى را كه انجام مى دهد ، ميداند ، بنا باستدلال مزبور اگر آن كار معلوم را انجام ندهد جاهل خواهد بود اين جواب نقضى است كه به استدلال مزبور داده شده است و پاسخى كاملا منطقى است . اما حل خود مشكل به اينست كه علم خداوندى تنها بحلقه اى از زنجير كارهاى اختيارى انسانى متعلق نيست ، بلكه معلوم خداوندى كارهاى انسانى است باتمام مقدمات و نتايج آنها كه يكى از آنها هم اراده و تصميم و اختيار انسانى است كه عبارت است از سلطه و نظارت من به دو قطب مثبت و منفى كار ، بنا بر اين ، اگر انسان اجبارى در صدور كار داشته باشد ، مخالف علم الهى است .
نكتهء ديگر اين كه نقش بستن معلوم خداوندى در هندسهء كلى جهان هستى ، از جهتى شباهت به نقش بستن معلوم خود انسان است در تصرفات و تغييراتى كه خود انسان در جهان طبيعت بوجود مى آورد ، در مثال مهندس گفتيم كه يك مهندس ساختمان نقشه اى را كه روى كاغذ مى آورد و سپس آن را در يك ساختمان مجسم مى سازد ، با اين كه معلوم آن مهندس در سه مرحلهء « ذهنى » و « مرحلهء رمزى نقشهء روى كاغذ » و « مصالح ساختمانى » متفاوت است ، با اين حال نمى توان گفت : مهندس پيش از كشيدن نقشه در روى كاغذ ، به آن نقشه جاهل بوده و پيش از پياده كردن آن نقشه در ساختمان و مجسم نمودن علم ذهنى در وضع خاص ساختمان آگاه نبوده است . و اين اطوار گوناگون علم كمترين نقص و اختلالى به وحدت علم مهندس وارد نمى آورد . اين مبحث را در گذشته مشروحا بررسى كرديم . بنا بر ملاحظات فوق علم خداوندى دليل اجبار انسانها در كار نمى باشد .
يك اكتشاف عينى و تجربى در كارهاى انسانى در مقابل علم خداوندى بطور قطع حتى يك فرد در تاريخ بشرى در هيچ دوران و جامعه و شرايط