ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨ - شگفتا ، هنگامى كه سخن از جهاد حيات بخش بميان مى آورم ، در سكرات موت مى افتيد
مثل اينان مثل كودكان است كه با ديدن شعلهء آتش ذوق و هيجانها دارند ولى دود و خاكسترى را كه آن شعلهها از خود بجاى خواهند گذاشت نمى بينند - < شعر > آتشش پنهان و ذوقش آشكار دور او ظاهر شود پايان كار < / شعر > از اين دنيا پرستان بيخبر از دنيا كه به تحقير و توهين و افساد خويشتن تن دادند و رفتند . عبرت بگيريد و اين گونه به ارزان فروشى جوهر گرانبهاى وجود خود دلخوش نباشيد . شما اگر اندكى بينديشيد و بخود بيائيد ، قطعا خود را مخاطب قرار داده خواهيد گفت :
< شعر > بيقدريم نگر كه به هيچم خريد و من شرمندهام هنوز خريدار خويش را < / شعر > ٦ ، ٨ - إذا دعوتكم إلى جهاد عدوّكم دارت أعينكم كأنّكم من الموت في غمرة و من الذّهول في سكرة [١] ( هنگامى كه شما را به جهاد دشمنانتان مى خوانم ، چشمانتان از اضطراب به جولان مى فتد ، گوئى در سكرات مرگ غوطه مى خوريد و در مستى ناهشيارى فرو رفتهايد ) .
شگفتا ، هنگامى كه سخن از جهاد حيات بخش بميان مى آورم ، در سكرات موت مى افتيد اين اضطراب و نگرانى در بارهء چيست چرا حالت تشويش هنگام مرگ بشما دست مى دهد آخر اضطراب و نگرانى براى حفظ منطقهء ممنوع الورود حيات چه معنى دارد تشويش و ترس در نگهبانى حقوق جان يعنى چه
[١] در اين جمله اقتباسى از آيهء قرآنى فرموده است . آيه چنين است : ( أَشِحَّةً عَلَيْكُمْ فَإِذا جاءَ الْخَوْفُ رَأَيْتَهُمْ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ تَدُورُ أَعْيُنُهُمْ كَالَّذِي يُغْشى عَلَيْه ) ( هنگامى كه هراس جنگ با دشمن پيش مى آيد ، آنانرا مى بينى كه بر تو مى نگرند ، مانند كسى كه مرگ بسراغش آمده باشد ، چشمانشان به دوران پر اضطراب مى فتد ) . الاحزاب آيهء ١٩