ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٧٩ - ١ - حقيقت اوصاف و افعال خداوندى قابل مقايسه با اوصاف و اعمال انسانى نيست
نه جزئيات زيرا جزئيات همواره در تغير و دگرگونى است . بعضى ديگر مى گويند : علم خداوندى منحصر به كليات نيست ، بلكه همهء جزئيات را مى داند چنانكه كليات را مى داند ، ولى علم او به كليات بطور مستقيم است و علم او به جزئيات بواسطهء علم او به كليات مى باشد . اين نظريه را علم تفصيلى به كليات و علم اجمالى به جزئيات نيز مى نامند . مشروح اين نظريات در تفسير خطبهء ٤٩ خواهد آمد .
براى توضيح مختصر در بارهء اين مسئله مطالبى را متذكر مى شويم :
١ - حقيقت اوصاف و افعال خداوندى قابل مقايسه با اوصاف و اعمال انسانى نيست مسلم است كه ادراكات و مشاعر ما هيچ حقيقتى را بدون اين كه با اصول عمومى كميتها و كيفيتها و ديگر مقولات مخصوص به حواس و ساختمان ذهنى قالبگيرى كند ، براى خود مطرح نمى سازد . و بهمين علت است كه بحكم عقل صريح و دريافت اصيل وجدان و منابع معتبر اسلامى بهيچ وجه نمى توان در ذات اقدس ربوبى به تصور و انديشه پرداخت ، دليل عقلى اين مسئله و منابع اسلامى كه تصور و انديشه در ذات خداوندى را ممنوع نموده است ، در اغلب كتابهاى حكمى و كلامى ذكر شده است ، مراجعه شود . فقط براى توضيح مختصر در بارهء امكانناپذير بودن مقايسهء صفات الهى با صفات انسانى ، علم را در نظر مى گيريم : ١ - علم ما مسبوق به جهل است . علم خداوندى كه مساوى ذات او است ، نمى تواند مسبوق به جهل باشد .
٢ - علم ما مستند به عوامل و انگيزهها و دلايل است [ به استثناى علم حضورى ] . علم خداوندى فقط مستند به ذات او است .
٣ - علم و معرفت ما محصولى از « شيء براى خود و شيء براى ما » است كه در نتيجه ما از دريافت مستقيم و كامل اشياء محروميم . علم خداوندى متعلق به محض « اشياء براى خود » است بدون دخالت هيچ چيزى [ ناگفته