ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٤٧ - ترجمهء خطبهء سى و پنجم
عمرو بن عاص حيله گر خود فروخته بود . با اين كه مطابق تواريخ و سخنانى كه از امير المؤمنين در نهج البلاغه آمده است قرار بر اين بود كه اين دو حكم مطابق قرآن كه كتاب الهى است حكم كنند ، ولى حكم اين دو نفر از قرآن بىخبر بيك بازى كودكانه اى مستند شد كه هر انسان مطلع را مى خنداند . قضيه بدينقرار است كه اين دو نفر على نشناس و يا بعبارت بعضى از مورخين اين دو مخالف على و عدالتش ، پس از مقدارى گفتگو باين نتيجه رسيدند كه امير المؤمنين و معاويه را عزل نمايند و موضوع را به شورى و انتخاب واگذار كنند اگر بخواهيد ماهيت و ارزش آن گفتگوها و تبادل نظرها را كه ما بين اين دو مخالف امير المؤمنين ، از نتيجه اى كه بآن رسيدهاند درك كنيد . نتيجه اين بود كه مقدارى بيكديگر تعارف نموده عمرو بن عاص پيشنهاد ميكند كه تو موكل خودت ( على ( ع ) را از خلافت عزل كن ، من هم معاويه را عزل مى كنم ابو موسى اين پيشنهاد را پذيرفت و على ( ع ) را از خلافت عزل كرد ولى عمرو بن عاص گفت : مردم شاهد باشيد و بدانيد كه ابو موسى على را عزل كرد ، ولى من موكل خودم ( معاويه ) را تثبيت ميكنم هيچ انسانى را اگر چه از حد اقل آگاهى بر خوردار باشد ، نمى توان پيدا كرد كه مسخره بودن اين داستان را درك نكند و نفهمد كه اين يك قضيهء كاملا ساختگى در ميان طرفين بوده است كه در ظاهر با آن عزل و اقرار مسخره و كودكانه بروز كرده است .
داستان حكميت يكى از تلخترين رويدادهاى زندگى امير المؤمنين ( ع )
داستان حكميت يكى از تلخترين رويدادهاى زندگى امير المؤمنين ( ع ) قضاياى بسيار تلخ و ناگوارى كه در اين داستان وجود دارد :
قضيهء يكم - هنگامى كه سپاهيان معاويه قرآنها را به حيله گرى عمرو بن عاص خود فروش بر نيزهها بلند كردند
قضيهء يكم - هنگامى كه سپاهيان معاويه قرآنها را به حيله گرى عمرو بن عاص خود فروش بر نيزهها بلند كردند ، و اختلاف ميان سپاهيان امير المؤمنين ( ع ) انداختند ، امير المؤمنين رو به بارگاه خدا نموده عرض كرد : اللَّهمّ أنّك تعلم انّهم ما الكتاب يريدون فاحكم بيننا و بينهم أنّك انت الحكم الحقّ