ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٣ - در اين نقطهء حساس است كه روش سياسى امير المؤمنين ( ع ) از سياستمداران معمولى جدا مى شود
و عواطف و احساسات و نرمى ها در پديدهء زندگى مردم ، غير از پاى بندى و سختگيرى در بارهء اصول اخلاقى و قوانين دينى است كه بدون مراعات آنها ، هيچ حكمت و هدفى براى زندگى نمى توان پذيرفت .
مسئلهء چهارم - « از نامجوئى و طمع و مال پرستى به دور بود و بىشك مردى دلير و جنگاورى با شهامت بود . . . على هم مردى سلحشور و هم شاعر و تمام صفات اولياء اللَّه در وجودش جمع بود . » اين اوصاف فاضله را همهء صاحبنظران و آگاهان از زندگى على بن ابي طالب بوى نسبت دادهاند و اين « قولى است كه جملگى برآنند » آنچه كه جاى تأمل و تعجب است ، عبارت بعدى پطروشفسكى است كه مى گويد : « ولى بالكل از صفات ضرورى يك رجل دولتى و سياستمدار عادى عارى بود » مى بايست آقاى پطروشفسكى اين جمله را با كلمهء « بدينجهت » شروع كند و بگويد : « بدينجهت بالكل از صفات ضرورى يك رجل دولتى و سياستمدار عادى عارى بود » نه با كلمهء « ولى » [١] زيرا علت دورى امير المؤمنين از سياست بازيهاى حرفه اى ، همان دورى از نامجوئى و طمع و مال پرستى و شهرت پرستى و رياست پرستى و قدرت پرستى بوده است كه او را در رديف پيامبران و اولياء اللَّه در آورده است و اگر از امور مزبوره دورى نمى كرد ، نام او در رديف ماكياولى و هابس و معاويه و هيتلر و بناپارت و بيسمارك و كلما نسو و غيرهم ثبت مى شد نه در گروه ابراهيم خليل و موسى و عيسى و محمد ( ص ) . درست است كه فرزند ابي طالب در شمارهء پيامبران الهى نبوده است ، ولى همه مى دانند كه وى از اوصاف عالى آن پيشوايان برخوردار بوده است . در روايتى معتبر كه هر دو گروه شيعه و سنى از پيامبر اكرم نقل كردهاند ، چنين آمده است :
من اراد ان ينظر الى وجه آدم فى علمه و الى نوح فى تقواه و الى ابراهيم فى حلمه و الى موسى فى هيبته و الى عيسى فى عبادته و الى محمّد صلوات اللَّه
[١] البته ، با نظر به ترجمه است كه اين بررسىها و انتقادها را مطرح مى كنيم .