ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٠ - در اين نقطهء حساس است كه روش سياسى امير المؤمنين ( ع ) از سياستمداران معمولى جدا مى شود
در زمان حيات خويش جنت را به ايشان نويد داده بود .
على تا سر حد شور و عشق پاى بند دين بود ، صادق و راستكار بود . در امور اخلاقى بسيار خرده گير بود . از نامجوئى و طمع و مال پرستى به دور بود و بىشك مردى دلير و جنگاورى با شهامت بود . . . على هم مردى سلحشور و هم شاعر و تمام صفات اولياء اللَّه در وجودش جمع بود ( كرامات فراوان از وى نقل كردهاند ) ولى بالكل از صفات ضرورى يك رجل دولتى و سياستمدار عادى عارى بود . غلو در خرده گيريهاى اخلاقى كه ناشى از علل دينى بود ( ترس از مسئوليت در برابر خداوند ، ترس از مسئوليت ريختن خون مسلمانان ) وى را از اخذ تصميم بازمى داشت و گرايش به مدارا را در نهادش ايجاد كرده بود . عقل او كه كاملا تابع افكار دينى وى بود به كندى تصميم مى گرفت و با سستى بيشترى به اجراى تصميمات مى پرداخت . ترس از اين كه به افتخار طلبى شخصى و خود خواهى متهم شود ، غالبا وى را از شدت عمل و اجراى تصميمات سخت عليه دشمنانش باز مى داشت . على در نظر شيعيان كه توان گفت كه او راحتى بيش از محمد ( ص ) بزرگ مى داشتند نه تنها امام : بلكه پهلوان و ولى اللَّه و مجاهد سلحشور كامل اسلام بود » [١] . چند مسئلهء مهم را در عبارات فوق مورد بحث قرار مى دهيم : مسئلهء يكم - » على تا سرحد شور و عشق پاى بند دين بود . صادق و راستكار بود « مسلم است كه شور و عشق آن حالت شگفتانگيز روانى است كه امكان ندارد متعلق بيك مشت احكام و عقايد خشك دينى بوده باشد .
يعنى يك مشت احكام و عقايد دينى نمى تواند معشوق و انگيزهء شور و هيجان عميق و دائمى بوده باشد . عشق از ديدگاه عاشق تفسير كنندهء هستى بوسيلهء معشوق است . عشق همواره تمام سطوح روانى عاشق را در جذبه و نشاط و
[١] اسلام در ايران - از هجرت تا پايان قرن نهم هجرى تأليف ايليا پاوليچ پطروشفسكى ترجمهء آقاى كريم كشاورز ، انتشارات پيام ١٣٥٠ ص ٤٩ و ٥٠ .