ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٩ - در اين نقطهء حساس است كه روش سياسى امير المؤمنين ( ع ) از سياستمداران معمولى جدا مى شود
ديده نمى شود ، زيرا اين زمامدار در دوران تصدى به امور سياسى همان اندازه پاى بند اصول اخلاقى و مذهبى بود كه پيش از آن دوران . همچنين من كمال يافتهء امير المؤمنين عليه السلام همان من بود كه انسانها را همواره « كس » ها مى ديده است نه « چيز » ها : لذا محبتها و عواطف و احساسات و امتيازات و زيباييها و ظرافتهاى انسانى در هر دو دوران زمامدارى و قبل از زمامدارى أمير المؤمنين ( ع ) بعنوان حقايق انسانى مطرح بوده است نه اشكال و نمودهائى از جمادات . هرگز على بن ابي طالب قانون هدف و وسيله را اسباب بازى با شرافت و حيثيت و جانهاى آدميان قرار نداده است . او با كمال مهارت مى توانست از اين قانون مقدس سوء استفاده نموده ، بر قدرت ظاهرى خود بيفزايد ، ولى اگر جنين كارى مى كرد نام او در رديف سياستمداران بيخبر از انسان ثبت مى شد نه در رديف انبياء و اولياء اللَّه . آن زمامدارى كه با اين روش با مردم جامعه رفتار مى نمايد ، خيرخواه جامعه است .
از اين مباحث روشن مى شود كه اشخاصى كه مى گويند : على بن ابي طالب سياستمدار نبود ، بهتر اينست كه آنان نخست سياست را تعريف كنند و معناى آنرا روشن نمايند ، سپس چنين قضاوتى نمايند .
اگر مقصود از سياست تصدى بىقيد و شرط يك يا چند قدرتمند به ادارهء حيات طبيعى محض انسانها بوده باشد كه آن انسانها از ديدگاه سياستمدار و در مقابل خواسته هايش چيزهائى قابل تصرف و انعطاف به هدف - گيرىهاى وى بوده باشند ، على بن ابي طالب نه تنها سياستمدار نيست ، بلكه مخالف جدى سياستمداريست . و اگر مقصود رهبرى انسانها بسوى بهترين هدفهاى « حيات معقول » است ، سياستمدار حقيقى فرزند ابي طالب است و بس .
در عبارت زير كه از پطروشفسكى نقل مى كنيم ، دقت فرمائيد : « على پروردهء محمد ( ص ) و عميقا به وى و امر اسلام وفادار بود . او يكى از شش نفرى بود كه از ميان همه به محمد ( ص ) نزديكتر بود و يكى از ده تن صحابه بود كه پيامبر