ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٦ - حاكميت خداوندى يعنى چه
داراى برگهاى زياد و بوى عالى و رنگهاى متنوع است ، همه و همه مطرح شود و نمى توان براى تحصيل معرفت به درك ابتدائى كسى كه در دامنهء كوهها فقط يك نوع گل ساده را ديده است ، قناعت نمود ، ولى در بارهء مفهوم اللَّه به بررسى ابتدائىترين ذهنها اكتفا مى نمايند :
< شعر > هستش خدا مثال يكى پادشاى پير بالاى آسمون تنه ور پايه پندرى هر جا كه رامره ادماش با خودش مرن ديو و نخونش چو حيطه مصفايه پندرى < / شعر > اينان اطلاعى ندارند از اين كه خدا در درون ابراهيم خليل و موسى بن عمران و عيسى بن مريم و محمد بن عبد اللَّه صلوات اللَّه عليهم چگونه دريافت شده است .
اينان نمى دانند در درون على بن ابي طالب در بارهء خدا و دريافت آن چه مى گذرد .
بلكه در رديفهاى پائينتر از آن پيشوايان الهى از قبيل ابن سينا و فارابى و سهروردى و شيخ محمود شبسترى و مولانا جلال الدين و دكارتها چه مى گذرد كه مى گويد : « اگر كسى بخود اجازه بدهد كه در بارهء خدا ترديد كند ، او قدرت ندارد كه حتى واقعيت يك اصل بديهى و رياضى را براى من اثبات نمايد » .
آيا وقتى كه مى گوئيم : « حاكميت خدا در روى زمين بر بندگانش » خداى مجسم در ذهن ابتدائى را بعنوان « يك پادشاى پير كه بالاى آسمون تنه ور پايه » قصد مى كنيم يا خداى على بن ابي طالب و شاگرد مكتبش ابو ذر غفارى و طلايه - دارانى مانند مولوى و غيره را خداوندى كه حاكميت او را در زمين براى انسانها مطرح مى كنيم ، آن موجود برين است كه نظم و قانون شگفتانگيز جهان اثر ارادهء او را در جهان هستى با وضوح كامل نشان مى دهد . آن موجود برين است كه قدرت مطلقه و علم مطلق او نمونه هائى را در اين جهان براى نجات يافتگان از خود محورى و لذت پرستى ظاهر مى سازد . آن خداوندى كه همهء انسانهاى آگاه در همهء جوامع و ملل از قديمترين دوران زندگى بشرى تا كنون دريافت او را با عبارات و كلمات گوناگون ابراز مى دارند . آن خداوندى كه نسبت شعاع وجودش با ديگر موجودات نسبت نور است كه در