ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٤ - توضيحى در بارهء حاكميت خداوندى و سازگارى آن با حكومت مردم بر مردم
آشنائى داريم اگر اين موجودات است كه در جريان زندگى طبيعى و معمولى خود همواره مشغول تيز كردن اسلحهء يكه تازان ميدان تنازع در بقاء بوده است ، بدون ترديد معناى حاكميت اين موجودات جز اين نيست كه بيانديشند و بكوشند تا كسانى را كه بهتر مى توانند در ميدان تنازع در بقاء تاخت و تاز كنند ، براى حكومت انتخاب كنند و قانونى را وضع كنند كه اگر خيلى پيشرفته و مترقى باشد ، سدى در مقابل جست و خيز قدرتمندان ايجاد نكند . و قانونى كه وضع مى شود با اصطلاحات فريبنده اى بر مبناى وطن پرستى ، قهرمان پرورى ، تمدن ، پيشرفت و از اين قبيل مفاهيم زيبا كه تا كنون ابزار مناسبى براى شعله ور ساختن آتش خود محورى بودهاند ، مورد عمل قرار بگيرد . با نظر به مجموع اين مسائل چهارگانه كه مطرح كرديم ، روشن مى شود كه اين شعار حكومت مردم بر مردم يك شعر بسيار زيبائى است كه براى اشباع حس آرمانگرائى مردم در زندگى اجتماعى سروده شده و مرتبا خوانده مى شود . مقصود ما از اين جمله انتقاد و طرد اصل شعار مزبور نيست و نمى خواهيم بگوئيم : شعار مزبور غلط است .
بلكه مى خواهيم بگوئيم : آنچه كه تاكنون از اين شعار نصيب بشريت گشته است ، اين نبوده است كه همهء مردم با همهء ابعاد و استعدادها و هدفهائى كه دارند ، بتوانند با در نظر گرفتن همهء ابعاد و استعدادها و هدفهاى بشرى ، موادى را بعنوان قوانين صالحه تدوين نمايند و سپس آنها را به دست انسانهائى كه كاملا از آلودگيهاى هوى و هوس و خودخواهى منزه و مبرا هستند ، بسپارند تا آنان به اين شعار آرمانى تحقق ببخشند . بلكه آنچه كه اين شعار تا كنون نتيجه داده است ، با قطع نظر از اين كه خواستههاى مردم جوامع قدرتمند فشار و شكنجهء سختى بر جوامع ضعيف وارد آورده است ، در خود همان جوامع قدرتمند هم چيزى جز اين نبوده است كه يك همزيستى ماشينى ناخودآگاه و غير متعهد به وسيلهء حكومتها بوجود آورده است .
با تحليلى كه ما در مبحث حاكميت خداوندى مى آوريم ، « حكومت مردم