ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٢ - توضيحى در بارهء حاكميت خداوندى و سازگارى آن با حكومت مردم بر مردم
با دلايل و براهين متقن وضع نموده و سپس انسان يا انسانهائى را بعنوان مجريان آن قوانين با استناد به دلايل و براهين متقن انتخاب نموده و هرگونه مجهولات و مسايل مربوط به آن قوانين و حاكم را حل و فصل نموده بيك « حيات معقول » يا باصطلاح پر طمطراق غربى دموكراسى ( حكومت مردم بر مردم ) نائل شوند . و اگر كسى پيدا شود و بگويد : من چنين جامعه اى را سراغ دارم . اين شخص در بارهء انسانهائى كه ما در طول تاريخ مى شناسيم ، صحبت نمى كند ، بلكه پيرامون فرشتگانى سخن مى گويد كه بنشينند و براى خود قانون و حاكمى انتخاب كنند و روش مزبور را بكار ببندند شما بيائيد با دقت كامل در اين عوامل كه در زير اشاره مى كنيم بررسى نمائيد و ببينيد آيا واقعا مسئلهء « حكومت مردم بر مردم » بتمام معناى كلمه امكان پذير است ١ - نفوذ شخصيتها در بوجود آوردن فضاى خاص براى استنشاق « آنچه هست » و « آنچه بايد باشد » در جامعه .
٢ - نفوذ قدرتهاى متنوع مانند نيروهاى اقتصادى و علمى و جنگى در فضاى جامعه و تأثير آنها در ايجاد شرايط مخصوص در ذهن مردم .
٣ - براى رسيدن به راى و عقيدهء متحد در جامعه ، هرگز افراد معمولى كه غالبا با يك يا چند بعد محدود زندگى ميكنند ، توانائى آن رشد و اعتلاى مغزى و روانى را ندارند كه بالاتر رفته و با صاحبنظران و خردمندان رشد يافته و دانشمندان در درك و فهم متحد شده و در آن رأى و عقيده اى كه آن رشد يافتگان ابراز خواهند كرد مشترك و متحد شوند . پس حالا كه مردم معمولى بالاتر نخواهند رفت ، در نتيجه براى وصول به رأى و عقيدهء واحد ، آن رشد يافتگان را پايين خواهند آورد و در اين صورت رأى از آن انسانهاى يك بعدى بوده و رشد يافتگان بطور اجبار از آنان پيروى خواهند كرد .
٤ - هرگز ديده نشده است كه انسانهاى يك جامعه براى وضع قانون و انتخاب حاكم با توجه بهمهء مصالح و مفاسد و با روشنائى كامل و با اعتدال