ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١٧ - ترجمهء خطبهء چهلم
آوردند ، همهء حقايق و منطقهاى الهى را كه امير المؤمنين براى برداشتن پرده از روى آن حيله پردازيهاى نابكارانه بيان مى فرمود ، حاضر بشنيدن و پذيرش آنها نشدند . و چنانكه در تفسير خطبههاى گذشته با كمال وضوح ديديم ، هيچ كس مانند خود امير المؤمنين عليه السلام در اولين لحظهء بروز حيلهء معاويه و معاويه پرستان به حقيقت آن حيله پىنبرده بود ، لذا فورا بمردم ابلاغ كرد كه اى مردم ، عقل و هوش خود را از دست ندهيد ، اينان نه دين مى شناسند و نه قرآن ، سست نشويد و براه خود ادامه بدهيد . اما مى دانيم كه اميه پرستان در لشكريان امير المؤمنين چه دسيسهها بكار بردند و بالاخره يك اكثريت قانونى در ظاهر را ، فريب داده و آنان را وادار به درخواست حكميت كردند ، پس از آنكه امير المؤمنين عليه السلام با اكراه و اجبار آن اكثريت ، حكميت را پذيرفت ، قرار شد كه حكمهائى از دو طرف مطابق قرآن حكم كنند .
باز مى دانيم كه امير المؤمنين عليه السلام ابن عباس را براى حكميت از طرف خود انتخاب فرمودند ، در اين مرحله نيز ، همان گردانندگان اكثريت فريب خورده امير المؤمنين را وادار به قبول ابو موسى اشعرى نمودند ، با اين كه آن حضرت مخالفت صريح خود را با ابو موسى ابراز فرمود در اين جا يك مسئلهء بسيار مهم وجود دارد كه دقت در آن ضرورت دارد و آن اينست كه با اين كه خوارج مى دانستند كه امير المؤمنين عليه السلام نتيجهء حكميت آن دو مرد با هم ساخته را نخواهد پذيرفت ، چه علتى داشت كه آن شعار ويرانگر را سردادند و موجبات آن همه اخلالگريها را در دوران جنگ با طاغوتيان زمان بوجود آوردند بنظر مى رسد كه خود همين جنجال تبهكارانهء خوارج هم يكى از حيلههاى زنجيرى اربابان شام به سركردگى عمرو عاص و معاويه بوده است كه بواسطهء قيافه هايى حق بجانب براه انداختهاند . حال به طرح شعارى كه خوارج براه انداخته بودند ، مى پردازيم . شعار خوارج اين بوده است : لا حكم الا للَّه ( حكمى نيست مگر از آن خدا ) .