ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨٩ - نوع دوم - تعهد انسانى - الهى است
تختلنّ عدوّك ، فإنّه لا يجترىء على اللَّه الَّا جاهل شقىّ و قد جعل اللَّه عهده و ذمّته امنا افضاه بين العباد برحمته و حريما يسكنون الى منعته و يستفيضون الى جواره ، فلا إدغال و لا مدالسة و لا خداع فيه و لا تعقد عقدا تجوّز فيه العلل و لا تعوّلنّ الى لحن قول بعد التّاكيد و التّوثقة و لا يدعونّك ضيق أمر لزمك فيه عهد اللَّه الى طلب انفساخه بغير الحقّ ، فإنّ صبرك على ضيق امر ترجو انفراجه و فضل عاقبته خير من غدر تخاف تبعته و أن تحيط بك من اللَّه فيه طلبة فلا تستقيل فيها دنياك و لا آخرتك .
[١] مالكا ، اگر ميان خود و دشمنت تعهدى بستى يا ضمانتى از خود براى او پوشانيدى ، عهد خود را با وفا حفظ نموده و ضمانتى كه نموده اى با امانت مراعات نما و شخصيت را سپر وفاء بعهدى كه بسته اى قرار بده ، زيرا در ميان واجباتى كه خداوند مقرر فرموده است ، هيچيك از آنها مانند وفاء بعهد مورد اتفاق مردم نيست ، مردمى كه در همهء موضوعات و قوانين داراى خواستههاى متنوع و آراء پراكنده مى باشند . حتى مشركين كه مانند مسلمانان مقيد به صفات حميده و اخلاق فاضله نيستند ، ملتزم به ايفاى تعهدى هستند كه ميان خود مى بندند ، زيرا آنان نيز عواقب وخيم حيله گرى در عهد شكنى را آزمايش كرده و ديدهاند . هرگز از ضمانتى كه بر ذمهء خود گرفته اى اعتذار مكن و به تعهدى كه بسته اى خيانت روا مدار و بر دشمنت نيرنگ مزن ، زيرا هيچ كس جز نادان و شقى جرئت به خدا نمى كند . . . خداوند سبحان عهد و ذمهء خود را با رحمت واسعهء خود براى امن و اطمينان مردم بيكديگر در ميان آنان گسترده است و تعهد را منطقهء ممنوعه اى قرار داده است كه مردم بر نيروى آن تكيه كنند و بر آن پناهنده شوند . پس نبايد در تعهد هيچگونه افساد
[١] نهج البلاغه ج ٣ نامهء ٥٣ - فرمان مالك اشتر ص ١١٧ و ١١٨ و ١١٩ .