ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨٨ - نوع دوم - تعهد انسانى - الهى است
دهنده معرفى تلقى مى شوند ، درست شبيه به اين است كه صدها مهندس زبردست ساليان دراز زحمت بكشند و عاليترين محصول انديشهء خود را در بارهء نقشهء يك ساختمان بسيار مجلل و با شكوه رؤيائى بكار ببندند و آن گاه از همهء دنيا و از هر نقطهء زمين بهترين مصالح ساختمانى را بياورند و روى يك بلندى مشغول ساختن آن شوند ، در هنگام كار و فعاليت ناگهان متوجه شوند كه اين ساختمان بهشتى و اين ( إِرَمَ ذاتِ الْعِمادِ الَّتِي لَمْ يُخْلَقْ مِثْلُها فِي الْبِلادِ ) در روى كوه آتشفشان ساخته مى شود و چه بخواهند و چه نخواهند همين لحظه يا لحظهء ديگر خلاصه دير يا زود زبانههاى مواد گداختهء اين كوه آتشفشان پيكرهء اين ساختمان را از بنيان متلاشى خواهد كرد . به همين جهت است كه آن اصالت و ارزش كه در بارهء تعهد و مسئوليت توقع مى رفت ، مخصوصا در اين دورانها كه مكتب انسانى حد اقل در كتابها و سخنرانيها و محافل مربوطه مى درخشد ، با شكست روبرو گشته ديگر با شرائطى كه امروزه در جوامع چشمگير و پيشتازان تعين دوم بوجود آمده است ، اميد زنده شدن اصالت و ارزش تعهد بسيار اندك به نظر مى رسد .
نوع دوم - تعهد انسانى - الهى است .
در اين تعهد شخصيت آدمى ضامن عمل و ايفاء به آن تعهد است ، نه اكراه و اجبار عوامل خارج از شخصيت مانند مقررات اجتماعى و كيفر و پاداشها و غير ذلك . عظمت اين تعهد را از ديدگاه امير المؤمنين عليه السلام در عبارات زير مى خوانيم : و ان عقدت بينك و بين عدوّك عقدة او البسته منك ذمّة فحط عهدك بالوفاء و ارع ذمّتك بالأمانة و اجعل نفسك جنّة دون ما اعطيت ، فإنّه ليس من فرائض اللَّه شيئى النّاس اشدّ عليه اجتماعا مع تفرّق أهوائهم و تشتّت آرائهم من تعظيم الوفاء بالعهود و قد لزم ذلك المشركون فيما بينهم دون المسلمين لما استوبلوا من عواقب الغدر . فلا تغدرنّ و لا تخيسنّ بعهدك و لا