ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٦٢ - آرى ، چنين بود على بن ابي طالب عليه السلام
قطرهها معنايى دارد ١٠٩ - فاتّق اللَّه و اردد الى هؤلاء القوم اموالهم ، فإنّك ان لم تفعل ثمّ امكننى اللَّه منك لأعذرنّ الى اللَّه فيك و لأضربنّك بسيفى الَّذى ما ضربت به احدا الَّا دخل النّار و اللَّه لو انّ الحسن و الحسين فعلا مثل الَّذى فعلت ما كانت لهما عندى هوادة و لا ظفرا منّى بإرادة حتّى آخذ الحقّ منهما و ازيل الباطل عن مظلمتهما [١] ( از خدا بترس و اموال آن مردم را بخودشان برگردان ، اگر حق مردم را بخود آنان بر نگردانى و خداوند مرا بر تو مسلط بسازد ، عذرم را در بارهء تو بخدا عرض نموده ، ترا با آن شمشيرم خواهم زد كه هيچ كس را با آن شمشيرم نزدم مگر اين كه وارد آتش شد . سوگند بخدا ، اگر دو فرزندم حسن و حسين عليهما السلام ، مانند كارى را كه تو كرده اى انجام مى دادند ، هيچ اختصاصى و صلحى براى آن دو پيش من وجود نداشت و هيچ ميل و اراده اى از من براى خود بدست نمى آوردند ، تا آن گاه كه حق را از آن دو بگيرم و باطل را كه از ظلم آن دو بوجود آمده بود از بين ببرم ) .
مثل اين كه فرزند ابي طالب را نمى شناسى مثل اين كه معناى آن مال مشروع را كه در راه بدست آوردنش حيات آدميان مستهلك مى گردد ، نفهميده اى < شعر > اى خورندهء خون خلق از راه برد تا نيارد خون ايشانت نبرد مال ايشان خون ايشان دادن يقين ز ان كه مال از زور آيد در يمين < / شعر > چنين معلوم مى شود كه حمايت جدى على را از خون انسانها درك نكرده اى با رسيدن اين نامه فورا مال مردم را بخودشان بر گردان ، تو دست به كار خطرناكى زده اى ، انتقام خونى كه در شكل مال پايمال نموده اى ، با لبهء آن شمشير است كه به هر كسى نواختهام وارد آتش شده است . در موقع ربودن آن مال دلخوش شده و ذوق و هيجان داشته اى ، بيخبر از آتشى كه در دنبال شعله هاى
[١] نامهء ٤١ ص ٧٤ .