ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٦ - اگر جنگ قانونى است ، سستى و دو دلى يعنى چه
ديگرى نيز وجود دارد كه مى گويد : هيچ انسانى نبايد انسان ديگرى را به مرز زندگى و مرگ بكشاند . ريشهء اساسى اين دو اصل عبارتست از اين كه خالق حيات و موت خدا است و هيچ كسى حق ندارد كه حيات و موت انسانها را ببازى بگيرد . و در آن هنگام كه منطقهء حيات فرد يا گروهى از انسانها باجبر و اضطرار شكسته شود ، آن فرد و گروه حق دارد كه براى دفاع از منطقهء حيات خود ، عامل مزاحم خود را از سر راه بردارد و منطقهء اختصاصى خود را حفظ نمايد .
اين دفاع و نگهبانى نه تنها مخالف دو اصل فوق نيست ، بلكه مدلول حقيقى و مستقيم همان دو اصل است كه دستور نگهبانى جدى حيات را مى دهد .
فياض مطلق و خالق حيات و موت و وضع كنندهء حقيقى دو اصل مزبور است كه فرموده است : ( وَقاتِلُوا فِي سَبِيلِ الله الَّذِينَ يُقاتِلُونَكُمْ وَلا تَعْتَدُوا ) [١] ( و بجنگيد در راه خدا با كسانى كه با شما مى جنگند و تعدى نكنيد ) .
و فرموده است : ( أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا ) [٢] ( اعلان شده يا اجازه داده شده است بكسانى كه مظلوم شدهاند بجنگند ) .
نيز فرموده است : ( وَلَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ يا أُولِي الأَلْبابِ ) [٣] ( و در قانون قصاص براى شما اى صاحبان عقول حياتى است ) .
بنا بر اين ، جنگ موقعى كه ضرورت قانونى پيدا ميكند ، تكليف و وظيفه اى جدى است كه تخلف از آن ، مبارزه با مشيت خداوندى ميباشد . در آن هنگام كه فرد يا گروهى بخود جرئت مى دهد كه آرامش حيات شخص يا گروه ديگرى را برهم بزند و آنرا در مخاطره بيندازد و بر ضد مشيت الهى كه بقاى حيات را مى خواهد قيام نموده و آنرا مختل بسازد . در حقيقت نخست خود را از حيات محروم ساخته و قيافهء ضد حيات بخود مى گيرد ، چنين فرد يا گروهى
[١] البقرة آيه ١٩٠ .
[٢] الحج آيهء ٣٩ .
[٣] البقرة آيهء ١٧٩ .