ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١٦ - آرى ، چنين بود على بن ابي طالب عليه السلام
امروز رويارويشان ايستادهام ) .
برويد باين قريش بگوئيد : هر فريادى كه مى تواند بزند و هر كارشكنى كه دارد براه بيندازد ، من حق را پايمال هواهاى شيطانى شما نخواهم كرد . من زندگى خود را بدون اجابت حق كه با فروغ الهىاش مرا از ميان باطلها مى خواند پوچ مى بينم ، چه رسد به خلافت و زمامدارى بر مشتى اجسام بىارواح .
٢٧ - و لم آت لا ابا لكم بجرا و لا اردت لكم ضرّا [١] ( اى مردم بى اصل ، من براى شما در زمامداريم شرى نياوردهام و ضررى براى شما نخواستهام . ) من كه عاشق خير و كمالم ، و خير و كمال را براى همهء انسانها مى خواهم ، آيا با خواستن شر و فساد براى شما بمبارزه با خويشتن بر مى خيزم ٢٨ - كالجبل لا تحرّكه القواصف و لا تزيله العواصف ، لم يكن لأحد فىّ مهمز و لا لقائل فىّ مغمز . الذّليل عندى عزيز حتّى أخذ الحقّ له و القوىّ عندى ضعيف حتّى اخذ الحقّ منه . رضينا عن اللَّه قضائه و سلَّمنا للَّه امره ، أ ترانى اكذب على رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم و اللَّه لأنا اوّل من صدّقه فلا اكون اوّل من كذب عليه .
[٢] ( من در آن رويدادهاى تند و پرفراز و نشيب و متزلزل كننده مانند كوهى بودم كه هيچ عامل كوبنده اى آنرا از جا نمى كند و هيچ باد طوفانى و تندوزى آنرا از وضعى كه دارد دگرگون نمى سازد . هيچ كسى عيبى در من نگرفت و براى هيچ گوينده اى حق انتقاد در بارهء من وجود نداشت . مردم بينوا در نزد من عزيز است تا حقش را از زورگويان بگيرم و قدرتمند در نزد من حقير و ناتوان است تا حق ديگران را از او بگيرم . ما به قضاى خداوندى خشنوديم و امر خداوندى را براى او پذيرفتهايم . آيا چنين مى پندارى كه من به پيامبر خدا
[١] خطبهء ٢٦ ص ٨٣ .
[٢] خطبهء ٣٧ ص ٨٥ .