ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٠٩ - قضاوت بارتلمى سانتهيلر در بارهء تفكرات ماكياولى
طغيانگر و فرصتجويى آنان ، آموزندگان بىنظيرى براى آنان هستند كه در همه حال و هر گونه شرايط آمادهء راهنمائى آن اشرار مى باشند . » [١] اين نظريهء كلى را هم از آقاى دكتر پازارگاد نقل نموده ، بحث قضاوت در تفكرات ماكياولى را خاتمه مى دهيم : « و با آنكه مكرر تبعيت كنندگان از دستورهاى زمامدارى ماكياولى دچار شكستهاى فاحش گرديده و عاقبت كارشان به نابودى و عاقبت كار كشورشان به ويرانى و بردبارى كشيده شده است ، باز هم مستبدان بعد از ايشان از سر نوشت آنها عبرت نگرفته ، كسانى كه هميشه نيل به قدرت يا ازدياد قدرت مطمح نظر و آمالشان بوده و يا در شرف نيل به قدرت بودهاند ، گفتههاى ماكياولى را بدون تفكر و انديشه از صميم قلب پذيرفته و از آن پيروى كردهاند .
بتصديق عموم فلاسفهء سياسى بعد از ماكياولى و كليهء مفسرين سياسى اين نكته مسلم شده كه فلسفه اى كه موفقيت سياسى را صرفا يا بيشتر از هر چيز نتيجهء تزوير و زيركى و مهارت و طرارى زمامدار بداند و شكست سياسى را تنها نتيجهء اهمال زمامدار بشناسد ، كاملا سطحى است و عمقى نيست و هيچگاه نمى توان عوامل مهم ديگر را مانند اخلاقيات ، مذهب ، اجتماعيات و اقتصاديات كه از آغاز تاريخ تا زمان معاصر در تعيين سرنوشت ملل و موفقيت يا شكست زمامدار يا سيستم و رژيم حكومت نقش مهم را عهده دار بوده است ، ناديده گرفت و تا اين درجه مانند ماكياولى عوامل مزبور را غير مؤثر و بىاهميت پنداشت و آن عوامل را تنها آلات و ابزارى براى نيل به قدرت دانست . » [٢]
[١] مأخذ مزبور ص ٦٨
[٢] تاريخ فلسفهء سياسى - آقاى دكتر بهاء الدين پازارگاد ج ٢ ص ٤٥٢ و ٤٥٣