ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨٨ - ٦ - آبادى محيط زيست
نگرانى ناشى از سؤالى بود كه همواره در درون آنان وجود داشته است : آيا انسانها همهء استعدادهاى خود را در راه پيش برد انسانها بسوى كمال و وصول خود و ديگران به هدف اعلاى زندگى به فعليت رسانيدهاند يا نه ساده - لوحان بىخبر از هويت عظماى بشرى نتوانستهاند ، ميان دو نوع اندوه نكبتبار و اندوه مقدس تفاوت بگذارند . اندوه نكبتبار كه ما آنرا اندوه منفى مى ناميم متلاشى كنندهء حيات خود و ديگران است ، در صورتى كه اندوه مقدس كه ما آنرا اندوه مثبت مى ناميم سازندهء حيات و پر معنا كنندهء آن است - < شعر > ندهى اگر به او دل به چه آرميده باشى نگزينى ارغم او چه غمى گزيده باشى نظرى نهان بيفكن مگرش عيان ببينى گرش از جهان نبينى ز جهان چه ديده باشى < / شعر > ملا محسن فيض كاشانى < شعر > آب حيات منست خاك سر كوى دوست گر دو جهان خرميست ما و غم روى دوست < / شعر > سعدى ملاحظه مى شود كه معناى غم و اندوه مقدس از نظر روانى قابل مقايسه با غم و اندوههاى معمولى نيست . بايد گفت : ما براى نشان دادن معناى اندوه مقدس كلمه اى كاملا مناسب در هيچ يك از لغات اقوام و ملل نداريم ، زيرا اين اندوه تركيبى شگفتانگيز از پديدههاى متضاد مانند اميد و يأس و حسرت و نشاط و احساس دريافت كمال و احتمال سقوط و چند پديدهء متضاد ديگر كه در عين تضاد عامل تحريكند ، ميباشد .
٦ - آبادى محيط زيست - در آن هنگام كه گروهى از انسانها نه با عامل جبرى محيط و اجتماعى و نه با هدف گيريهاى سود جويانه ، بلكه تنها با تكيه باين كه همهء آنان شاخه و شكوفههاى يك ريشهاند و در ايجاد محصول عالى اين كميتهاى