ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨٣ - فايدهء زبان راستين كه در جامعه منعكس مى گردد ، بهتر از مالى است كه بىاختيار در دست وراث قرار مى گيرد
مشاهدهء يك عمر راستگوئى از اين شخص ، هيچ بهانه و دليلى براى بد شدن و ناراستى نداشت . و وقاحت دروغ براى افراد آگاه دودمان ما چنان روشن شده بود كه شنيدن يك دروغ واقعا موجب سقوط گويندهء دروغ مى گشت .
ابو ذر غفارى با راستگوئى و راست كردارى تكيه گاهى فنا ناپذير براى مسلمين همهء دورانها است . در يكى از منابع تاريخى ديدهام كه وقتى عثمان مى خواست ابو ذر را تبعيد نمايد ، از ابو ذر پرسيد كه ترا بكجا تبعيد نمايم ابو ذر پاسخ داد : به بصره ، عثمان گفت : رفتن تو به بصره آشوب ايجاد خواهد كرد .
ابو ذر گفت : به مكه ، عثمان گفت : در آنجا هم در موسم حج غائله براه خواهى انداخت . ابو ذر گفت : به شام تبعيد كن ، عثمان گفت : در شام آشوب براه انداختى و از آنجا ترا به مدينه فرستادهاند . آن گاه عثمان گفت : از سكونت در چه نقطه اى احساس ناراحتى ميكنى ابو ذر گفت از ربذه كه در آنجا محروم از اسلام بودم . عثمان ابو ذر را به ربذه فرستاد . در اين داستان عظمت راستگوئى ابو ذر به اوج خود مى رسد و مى تواند عامل اميدى براى كسانى كه از دروغ پردازى حيوان صفتان انسان نما به يأس و نوميدى دچار گشتهاند ، بوده باشد . امروزه ارزش راستگوئى و وقاحت دروغگوئى از انسانهائى كه در لابلاى آهن پارههاى ماشين گرفتار شدهاند ، رخت بر بسته ، بيگانگى از انسانها در اغلب جوامع ، قضيه و خبرى نگذاشته است كه در صورت مطابقت با واقع راست و در صورت مخالفت ، دروغ بوده باشد ، تا چه رسد به درك ارزشهاى روانى راستگوئى و وقاحت روانى دروغ . البته انواعى از دروغها در طبقات بالاى جوامع وجود دارد كه آنها را هم كتاب مقدس ماكياولى تجويز فرموده است الا لا يعدلنّ احدكم عن القرابة يرى بها الخصاصة ان يسدّها بالَّذى لا يزيده ان امسكه و لا ينقصه ان اهلكه ، و من يقبض يده عن عشيرته فانّما تقبض منه عنهم يد واحدة و تقبض منهم عنه ايد كثيرة و من تلن