ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٤٧ - مسئله دوم
كه مى فرمود : لن تقدّس امّة لم يؤخذ حقّ ضعيفها من قويّها غير متعتع ( پاكيزه و مبارك نخواهد بود امتى كه حق ناتوان آن از نيرومندش بدون نقص گرفته نشود ) همين قرآن كه تقسيم معيشت را فرموده است در آيه اى ديگر مى فرمايد ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ كَثِيراً مِنَ الأَحْبارِ وَالرُّهْبانِ لَيَأْكُلُونَ أَمْوالَ النَّاسِ بِالْباطِلِ وَ ) [١] ( كسانى كه طلا و نقره را متراكم و راكد مى سازند و آن را در راه خدا انقاق نمى كنند ، آنان را به عذابى دردناك تهديد كن ) و همين قرآن است كه مى گويد : ( « ما أَفاءَ الله عَلى رَسُولِه مِنْ أَهْلِ الْقُرى فَلِلَّه وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبى وَالْيَتامى وَالْمَساكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ كَيْ لا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الأَغْنِياءِ مِنْكُمْ . . . ) [٢] ( آنچه را كه خداوند از اهل آبادىها به پيامبرش برگردانده است ، بايد در راه خدا و رسولش و عترت و ايتام و بينوايان و در راه ماندگان صرف شود ، تا مال مزبور در ميان اغنياى شما بجريان نيفتد . ) مسئله دوم عوامل طبيعى اختلافات گوناگون در ميان انسانها چنانكه اشاره كرديم ، بقدرى است كه تساوى حقيقى آنان در هويت روانى و عضوى و چگونگى ارتباطات آنان با جهان عينى و طرز برداشتشان از زندگى خود و ديگران ، تقريبا امكان ناپذير است . مانند اختلاف در انواع بيمارىها و تندرستىها و زمان آغاز به فعاليتهاى بازدهى و مدت كار و شروع باز نشست و استعداد و نبوغ فكرى و هنرى و مديريتهاى بسيار متنوع از مديريت سياسى يك جامعه بسيار معظم گرفته تا مديريت در بارهء اعضاى خانواده و صدها اختلافى كه ناشى از مسائل روانى ثانوى و محدوديتها و نامحدوديتهاى محيطى و اجتماعى و غير ذلك .
اين امور مانع از تساوى واقعى ميان انسانها در برداشت و بهره بردارى از
[١] التوبه آيه ٣٤
[٢] الحشر آيهء ٨ .