ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٩ - آن كس از تهديد به جنگ مى هراسد كه از مرگ مى ترسد
اين جملات وجود دارد : « لا جرم چون با ديدهء بصيرت عقل مدرك اسرار گشت ، همهء حقايق را دريافت و ديدن حكم داد و براى اين بود كه گفت : « لو كشف الغطاء ما ازددت يقينا » ( اگر پرده از روى جهان هستى برداشته شود ، بر يقين من افزوده نمى شود ) .
اگر على بن ابي طالب عليه السلام حقايق عالم هستى را بىپرده نديده بود و اگر آهنگ كلى آن را نشنيده بود و اگر بمرحلهء والاى يقين در بارهء پروردگارش گام نگذاشته بود ، زندگى او از ناچيزترين رويدادش تا بزرگترين فعاليتهايش ، از آن جديت حيرت انگيز برخوردار نبود .
او در بارهء جهان هستى چنان مى انديشيد كه يك روح آگاه در بارهء كالبدى كه وسيلهء رشد و تكامل او است . او همهء ذرات و روابط آنها را در پهنهء عالم وجود در جدىترين هدف مى ديد . او انسانها را از ديدگاهى فوق يك دانشمند انسان شناس و يا يك فيلسوف جهان بين و يا يك اديب و شاعر و هنرمند حساس نظاره ميكرد . چگونگى جلوهء انسان براى امير المؤمنين ( ع ) در سرتاسر نهج البلاغه و كردار عينى و طرز رابطهء او با انسانها كاملا روشن است كه ما فوق ديدهاى معمولى متفكران حرفه اى بوده است . در جملهء زير دقت فرمائيد : من شما را براى خدا و شما مرا براى خود مى خواهيد . يعنى شما انسان را جاندارى مى بينيد كه در قلمرو طبيعت بوجود آمده ، لذت را مى خواهد ، از آلام و ناگواريها فرار ميكند ، مقام و جاه را مى پرستد . خود را هدف و ديگران را وسيله تلقى ميكند . دانش و بينش و هر گونه امتيازى را كه به دست مى آورد در اشباع حس خود خواهىهايش به كار مى بندد . من انسان را جلوه گاهى از مشيت الهى و تجسمى از حكمت ربانى مى بينم . من او را بعنوان خليفة اللَّه در روى زمين مى شناسم ، لذا از غلبهء شئون پست حيوانى بر اين موجود سترگ رنج مى برم و تا نفس دارم از غلطيدن او در علفزار پست ماديات جلوگيرى خواهم