ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣١ - اولين و آخرين آرامشى كه حق طلبان در برابر باطلگرايان زورگو دارند
كه آنان قدرت روياروى شدن با خويشتن را و لو براى يك لحظه هم ندارند .
براى كيفر ستمكاران كافى است كه يك لحظه با خويشتن روياروى قرار بگيرند .
اين لحظه اى است كه عذاب ابدى را براى آنان مى چشاند . عاليترين عامل آرامش روحى رشد يافتگان عدالتخواه و انسانهاى كمالجو و انسان محور ، علم خداوندى است كه بر همهء رويدادهاى جهان هستى از حركت و سقوط يك برگ ناچيز از درخت گرفته تا انبساط كهكشانها و از يك جريان انديشه اصلاحى ناچيزى كه از ذهن يك زندانى مى گذرد ، گرفته تا تفكرات بيكران جهانخواران ، فروزان است : از اين ملاحظات مى توانيم چنين نتيجه بگيريم كه صفحات دفتر ايام هستى بشمارهء همهء رويدادها و حوادثى است كه در آنها بدون كم يا زياد ثبت مى گردد .
يا بقول هوگو : جهان اسرار آميزى كه ما را احاطه كرده است ، هر چه بگيرد پس خواهد داد . سير كنندگان چه بدانند چه ندانند ، خود مورد سيرند . بيائيد با بازى با كلمات دل خوش نكنيم ، هر علتى معلول خود را در دنبال دارد و هر عملى عكس العملى را در پى خود مى آورد . اين كه يك مگس در حال پرواز موجى در فضا ايجاد ميكند و آن موج انعكاسى در كهكشانها خواهد داشت ، نيازى به دانستن و پذيرش زندگى ناچيز مگس ندارد .
٢٢ ، ٢٣ ، ٢٤ ، ٢٥ ، ٢٦ - تهديد به جنگ فإن ابوا اعطيتهم حدّ السّيف و كفى به شافيا من الباطل و ناصرا للحقّ و من العجب بعثهم الىّ ان ابرز للطَّعان و ان اصبر للجلاد ( اگر از عدل و داد امتناع بورزند ، لبهء شمشير بر آنان عرضه خواهم كرد ، اين شمشير دواى شفابخش بيمارى باطل گرايان است و ياور حق . شگفتا ، پيام بر من فرستاده و مرا به ميدان نبرد خواندهاند . [ و ضمنا ] مرا به تحمل و شكيبائى در برابر كارزار توصيه هم كردهاند )