ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٠ - اولين و آخرين آرامشى كه حق طلبان در برابر باطلگرايان زورگو دارند
كه دارند ، رضايت مى دهم ) اولين و آخرين آرامشى كه حق طلبان در برابر باطلگرايان زورگو دارند آن گاه كه باطل گرايان زورگو با حيله گرىها و مكر پردازيها فضاى جامعه را از تبليغات و تحريكات و باطلهاى حق نما مسموم مى سازند و عقول و وجدانهاى ساده لوحان را تسخير مى نمايند ، در آن هنگام كه راهزنان رهبرنما همهء شئون كاروان جامعه را در اختيار خود مى گيرند و حق طلبان انسان محور كه عدالت و قانون را در دنبال تيره شدن عقول و وجدانهاى مردم محو و نابود مى بينند ، وقتى كه نالهء حق طلبان انسان محور را جز خودشان كسى ديگر نمى شنود و بهترين فضا براى تنفس آنان ، جز درون رنجديده شان وجود نداشته باشد ، چه عاملى مى تواند باعث آرامش اين رنجديدگان بوده باشد بطور كلىتر ، چه عاملى اسرار آميز مى تواند پاسخگوى امواج ستمهاى گوناگونى باشد كه سر تا سر تاريخ بشرى را فرا گرفته است محروميت مردم با فضيلت و فداكاران راه انسان و انسانيت از حقوق زندگى ، سرخوشى و شادابى و جست و خيز پست صفتان رذل سيرت ، خنثى گشتن ميلياردها استعدادها در فشار زورگويان ماكياولى صفت ، هدر رفتن نتايج استهلاك حيات انسانها در صورت كارهاى فكرى و عضلانى ، بدون اين كه مجالى بدهند كه اشكى در باره آنان ريخته شود و آهى مؤثر بر مزارشان كشيده شود .
من هيچ وجدان بيدارى را سراغ ندارم كه بخود اجازه بدهد كه هدر رفتن اين همه حق كشىها و زورگوئىها و ستمهاى بنيان كن را بپذيرد . عمل و عكس العمل قانونى است كه نظم جهان هستى با درسهاى فراوانى كه بما داده است ، بر ما تعليم نموده است :
< شعر > يا سبو يا خم مى يا قدح باده كنند يك كف خاك در اين ميكده ضايع نشود < / شعر > مقدمه اى ناچيز براى عكس العمل نابكاريهاى ستم پيشه گان ، همان است