ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٩٠ - عنصر هدف
بهمين جهت است كه با اطمينان مى توان گفت : اگر همهء بلاها و مصائبى را كه در طول تاريخ بر جسم و جان آدميان وارد شده است ، بيك كفهء ترازو بگذاريم و مصيبتى را كه ماكياولى بر اجسام و ارواح انسانها وارد ساخته است به ديگر كفهء ترازو بنهيم ، بطور قطع كفهء مصيبتى كه بشر از خطاى نابكارانه ماكياولى مى كشد ، سنگينتر از آن كفه خواهد بود كه همهء بلاها و مصيبتهاى بشرى در آن نهاده شده است ، زيرا اين مرد با كمال وقاحت ، خودخواهى و درنده خوئى انسان را توجيه نموده ، بقول مولوى شمشيرى بران را بدست زنگى مست داده است . اين مرد همهء ارزشها را قربانى خواسته سياستمدارى نموده است كه مى خواهد خواستهء خود را بر جانهاى آدميان تحميل نمايد .
اين مرد بجاى آنكه مغز خود را در شناساندن طرق تعديل قدرت بكار بياندازد صرف تحريك مردم بر پرستش قدرت نموده است . و اين تفسير كه ماكياولى در آن دوران در جامعهء خود مجبور بوده است قدرت را متمركز نموده و اختيارات مطلق را به سياستمداران جامعهء خود بدهد ، تا از متلاشى شدن جامعه جلوگيرى نمايد ، تفسير صحيحى نيست ، زيرا اگر اين مسئله واقعيت داشت كه آن روز ايتاليا در معرض گسيختگى و متلاشى شدن بوده است و ماكياولى نظريات سياسى خود را براى اتحاد سرزمينهاى ايتالى بنا نهاده است ، مى بايست همواره اين علت را در نوشتههاى سياسى خود گوشزد كند . ما فرض مى كنيم كه زمينهء بروز افكار ماكياولى موقعيت و شرايط خاص ايتالى در آن دوران بوده است ، آيا تاريخ جوامع اين زمينه را فقط به ايتاليا منحصر كرده است مگر كشورهاى ديگرى چه در شرق و چه در غرب در امتداد تاريخشان دچار گسيختگى نبوده است ، با اين حال هيچيك از متفكران بر جستهء آن جوامع به خود اجازه ندادهاند كه براى مرتفع ساختن نابسامانى قابل بر طرف شدن كشورشان دستور عمومى و قانون كلى براى ترويج درندگى سياستمداران همهء اقوام و ملل دنيا صادر نمايند .