ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦ - آنجا كه پيمان شكنان انداختن جرمى بگردن انسان مبرا را وسيله اى براى ارتكاب جرمى ديگر قرار مى دهند
١٣ ، ١٤ ، ١٥ - فلئن كنت شريكهم فيه فانّ لهم نصيبهم منه و لئن كانوا ولَّوه دونى فما التّبعة الَّا عندهم و انّ اعظم حجّتهم لعلى انفسهم ( اگر من در ريختن خون عثمان با آنان شركت ورزيدهام ، سهمى از خون او گريبانگير آن نابخردان است و اگر خود متصدى كشتن عثمان بودهاند ، قصاص قتل پايگير خود آنان است . و بزرگترين دليل كه مياورند ، به ضرر خودشان ميباشد ) .
شما اين مسئله را پيش مى كشيد كه مى بايست من شب و روز در خانهء عثمان مى نشستم هر كس كه حمله ميكرد جلو او را مى گرفتم و شمشيرش را مى شكستم ، و چون اين كار را نكردم ، پس شريك خون او هستم اى پيمان شكنان و اى سر دستهء منحرفين از حق ، اى معاويه ، مگر شما آن روزها و شبها كه عثمان در محاصره بود ، بخواب رفته بوديد مگر شما عثمان را نمى شناختيد مگر شما تسليم زمامدارى او نگشته بوديد . آيا اطلاع داشتيد كه در پيرامون خانهء عثمان چه مى گذرد شما كه امروز خونخواهى او را دستاويز قرار دادهايد و خود را صاحبنظر و داراى نفوذ در اجتماع اسلامى معرفى مى كنيد ، به چه علت با محاصره كنندگان به گفتگو ننشستيد و آنانرا متفرق نساختيد شما كه از نفوذ خود در آن حادثهء بزرگ استفاده نكرديد ، در كدامين حادثه اين نفوذ و خيرخواهى شما بكار خواهد رفت مگر من چند بار بخانهء عثمان براى حل مشكل و متفرق ساختن محاصره كنندگان نرفتم مگر همهء كوششها و چاره جوئىهاى مرا همدست و همداستان شما مروان بباد فنا نداد اگر نشكستن شمشير حمله كنندگان در آن روز كه كار از كار گذشته بود ، دليل دخالت من در قتل عثمان بوده است ، سهم شما در قتل عثمان اگر زيادتر از سهم من نباشد ، كمتر نيست . اگر هم انصاف بورزيد و مسئوليت ابديت را بپذيريد و قبول كنيد كه خود شما قهرمانان حادثهء عثمان هستيد ،