ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥ - آنجا كه پيمان شكنان انداختن جرمى بگردن انسان مبرا را وسيله اى براى ارتكاب جرمى ديگر قرار مى دهند
آنجا كه پيمان شكنان انداختن جرمى بگردن انسان مبرا را وسيله اى براى ارتكاب جرمى ديگر قرار مى دهند اينست شهادت راستگوترين مرد تاريخ ، اين است شهادت كسى كه راستگوترين انسانها يعنى ابو ذر غفارى يكى از شاگردان مكتب او بشمار مى رود .
آرى ، اينست شهادت امير المؤمنين على بن ابي طالب كه عدالت و صدق و خلوصش همهء دوران زندگيش را در آشوبها و غائلهها فرو برده بود . او چنين شهادت مى دهد : آن نابخردان حقى را از من مطالبه ميكنند كه خود آنرا از بين بردهاند و خونى را از من مى خواهند كه خود آنرا بر زمين ريختهاند .
بايد همهء انسانهاى جوامع را در يكجا جمع نموده ، از آنان بپرسيم كه آيا كسى را راستگوتر از امير المؤمنين كه در رديف پيشوايان فوق الطبيعه است ، سراغ داريد آيا كسى را گريزانتر از امير المؤمنين از جاه و مقام و ثروت و دغل بازى بنام سياستگرى شنيده يا ديدهايد نه هرگز ، سوگند به حق و حقيقت راستگوتر از امير المؤمنين و گريزانتر از او از جاه و مقام و ثروت و دغل بازى در تاريخ ديده نشده است .
حال كه چنين است ، اگر شهادت و گفتار اين نمونهء بارز انسانيت ، مشكوك تلقى شود ، شهادت و گفتار چه كسى قابل ترديد نخواهد بود بنظر مى رسد هيچ يك از هوشياران و خردمندان آن دوران كه از داستان و سرگذشت زمامدارى عثمان اطلاعى داشته است ، حتى احتمال آلوده شدن دست امير المؤمنين به خون عثمان را هم در ذهن خود خطور نداده است . با يك تجزيه و تحليل ساده در ادعا و فعاليتهاى پيمان شكنان و معاويه از پشت پرده ، بخوبى اثبات مى شود كه مقصر قلمداد كردن امير المؤمنين مبنائى بود كه آن نابخردان مى خواستند رياست و زمامدارى خود را روى آن استوار كنند .
يعنى جرمى را بگردن يك انسان مبرا بيندازند تا مرتكب جرم و جنايتهاى رياست پرستى شوند .