ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٠٤ - مسئلهء سوم
را ببار بياورند ، ثانيا چارهء اين خطر چيست و چگونه مى توان از خطرات كوه آتش فشان در امان بود پاسخ ماكياولى اينست كه يك عدد بمب اتمى روى قلهء آن كوه بگذاريد كه وقتى كوه خواست آتشفشانى كند ، خود آن كوه را از زمين كنده و گردش را به هوا بفرستد آقاى ماكياولى مهار كنندهء خود آن بمب اتمى چيست پاسخ اينست كه هيچ كس ، زيرا بمب اتمى ما فوق مهار و مهار كننده است خلاصه ، ماكياولى اين نكته را كه عمل جارى چشمگير بشرى بر مبناى سودجوئى و قدرت پرستى است ، درست دريافته است ، ولى اعتراض ما اينست كه اين عمل جارى بازگو كنندهء همهء ابعاد طبيعت بشرى نيست تا ماكياولى بعنوان بازگو كنندهء عمل جارى قابل دفاع و تبرئه بوده باشد . اى كاش ماكياولى پيش از فتواى نابودى بشرى در زير چكمهء ظلم و استبداد ، توجهى به كاروان با شكوه و مجلل عدالتخواهان و حقپرستان و فضيلت طلبان داشت كه با ميليونها پيراهن خون آلوده شهيدان در بالاى پرچمشان چه در شرق و چه در غرب براه افتادهاند ، و اشتياق سوزان بر عدالت و تكامل را در سينههاى پاكان اولاد آدم شعله ور نگاهداشتهاند . نتيجهء كار اين كاروان مجلل تنها ادامهء وجود ذهنى حق نبوده است ، بلكه با تمام اطمينان مى توان گفت كه عامل اصلى ادامهء حيات بشرى در روى اين خاكدان ، با وجود صدها عوامل نابودى بوسيلهء زورگويان و سلطه گران ، تكاپوى همين كاروان مجلل انسانيت بوده است كه بر خلاف درك و ميل ماكياولى همواره بوده و پس از اين هم بوجود و حركت خود ادامه خواهد داد . هوگو چطور مى تواند ماكياولى را تبرئه كند ، در صورتى كه اگر هوگو عصارهء شريفترين و با ارزشترين دوران عمرش را كه كتاب بينوايان است ، براى اظهار نظر در بارهء آن به ماكياولى بفرستد ، گمان مى كنيد ماكياولى در نامه اى كه بعنوان اظهار نظر در آن كتاب براى هوگو خواهد نوشت ، چه خواهد بود ناگفته پيدا است كه اين ويرانگر انسانيت خواهد نوشت آقاى هوگوى عزيز ، پس از سلام ، كتاب اهدائى جنابعالى