ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٠٣ - مسئلهء سوم
توجه داريد كه خود خواهى و خودكامگى آنان عرصه را به مردم تنگ مى نمايد .
شما يك عمل جارى محصول طبيعت خام بشرى را ملاك حكم و قضاوت خود قرار مى دهيد ، ولى اطلاعى از گروه ديگر انسانها كه عدالتخواه و آزادى - طلب و حقپرستند و همواره در همهء جوامع بطور فراوان وجود دارند ، نداريد .
شما اثر سازندهء تعليم و تربيتها را ناديده مى گيريد . ضعف ديد چشمان شما از تماشاى مليونها انسان با فضيلت و شرافت و از ميليونها پرچمداران تحولات سازنده و جانبازان راه انسانيت و شهداى حق و حقيقت باعث شده است كه جز شمشير و زور بازو چيزى ديگر نمى بينيد . با اين مشاهدهء عينى كه در سر گذشت بشرى صورت گرفته و اثبات ميكند كه با خيره شدن به نرون نمى توان واقعيت سقراط را منكر گشت ، چطور مى توان تفكرات بد بينانهء ماكياولى را كه كارى جز تيز كردن شمشيرى كه تازان ميدان تنازع در بقاء انجام نداده است ، بعنوان بازگو كنندهء عمل كل انسانها تلقى كنيم اين جمله از نظر جامعه شناسان صاحبنظر بعنوان يك اصل پذيرفته مى شود كه : تاريخ بشرى مبارزه بين حاميان حق و هواخواهان باطل و زورگوئى است .
و آن گهى فرض مى كنيم كه ماكياولى جريان عينى زندگى بشر در پهنهء اجتماع را توضيح داده است . آيا توصيف جريان عينى مستلزم دستور به تأكيد و تشديد همان جريان است ماكياولى چرا دستور به ظلم و استبداد و دروغ و حيله و نقض تعهدها مى دهد مگر دستور به بيمارى معالجهء بيمارى است ماكياولى با طرز تفكرات سياسى خود چيزى شبيه به اين مثال را مى گويد . او مى گويد : بيائيد من جوامع انسانى را كه كوههاى آتشفشانى هستند براى شما توصيف كنم ، كوه آتشفشان داراى اين خصوصيات است و اگر آتشفشانى كند هر مقدارى از مواد منفجره اش مى تواند انسانهاى فراوانى را نابود كند . بسيار خوب ، آقاى ماكياولى اولا جوامع انسانى كوه آتش فشان نيستند ، بلكه كوه هائى هستند كه مواد مضره اى را هم در بردارند ، كه ممكن است خطراتى