ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٩٦ - مسئله سوم - انسان موجودى است سياسى
موضوع يكم - « انسان موجودى است سياسى »
موضوع يكم - « انسان موجودى است سياسى » اولا بعد سياسى انسان يكى از ابعاد زندگى اجتماعى او است ، نه همهء ابعاد او . و ما با نظر به سه موقعيت اساسى انسان ( انسان با نظر به هويت او ، انسان با نظر به زندگى اجتماعى او ، انسان با نظر به موضعى كه در جهان هستى دارد ) بيش از ٩٠٠ مختص در اين نوع از جانداران كه انسان ناميده مى شود . سراغ گرفتهايم .
ثانيا اين كه بعد سياسى اساسىترين بعد زندگى اجتماعى او است ، احتياج به توضيح و تفسير دارد . مقصود از بعد سياسى چيست اگر مقصود اينست كه يك عده جانداران بنام انسانها نهايت كوشش خود را از نظر فكرى و عضلانى به كار بيندازند و جامعه را به ميدان نبرد قدرت و سلطه جوئى و خود كامگىهاى خود در آورند ، تا يك فرد مانند ( لوياتان ) توماس هابس يا افرادى از لوياتانها كه از قدرت و حيله گرى و استبداد بيشترى برخوردار هستند ، زمام جامعه را بدست بگيرند . اين ميدان بدتر از جنگل ، حتى در ابتدائىترين زندگى بشرى در اين كرهء خاكى وجود نداشته است ، زيرا در همان موقع رو به انقراض مى رفت و نوبت به تفكرات ماكياولى نمى رسيد . بر فرض محال ، ما بوجود آمدن چنين جنگل را كه عناصر اصلى و زير بنائى آن ، قدرت و سلطه و استبداد و روى پردهء آن ، جامعهء انسانى ناميده است ، امكانپذير تلقى مى كنيم ، آيا عامل و دليلى سراغ داريد كه به قدرتمندان و سلطه جويان خود كامهء چنين جامعه اى كه تحت الشعاع سلطه گر قدرتمندتر و مستبدتر از خود ، بجهت ترس ، در خيابانها براه رفتن آرام مشغولند ، توصيه كند و دستور بدهد كه از قدرت و نيروى خود - كامگى خود استفاده نكنيد و آرام بنشينيد و بگذاريد آن سلطه گر و قدرتمند مطلق هر كارى را كه دلش مى خواهد انجام بدهد موضوع دوم
موضوع دوم - احتمال مى رود : در جملهء مورد تحليل از اين كه « انسان موجوديست سياسى » اين نتيجه گرفته شده است كه « و طبعا فاسد و شرور و خود خواه خلق شده است » البته اين مقدمه و نتيجه را از ديدگاه تشنگان شراب