ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨ - ترجمهء خطبهء بيست و دوم
آنان اگر بيشتر از شياطين جن نباشد ، كمتر از آنان نيست . خطر اضافى كه شياطين انس دارند ، اينست كه همنوع انسانند و مى توانند با نمايش قيافهء انسانى ، كارهاى ويرانگر خود را انجام بدهند . تقرب به خدا نشان بدهند و مردم را از خدا دور كنند . از عدالت دم بزنند ، تا ريشههاى ستمهاى گوناگون را برويانند .
فرياد آزادى سر دهند تا دست و پاى انسانها را با گرانبارترين زنجير بردگى ببندند .
داد از انسان و انسانيت بزنند و مردم را تسليم هوى و هوس و خود خواهىهاى خويشتن نموده ، يا آنانرا بصورت وسيله هايى در آورند و دو دستى تقديم قدرتمندان زورگو نمايند ، اينان مهارتى فراوان در دلالى ظلم و تباهىها دارند .
آنانكه دور اين شياطين جمع ميشوند
آنانكه دور اين شياطين جمع ميشوند سبك مغزانى بىاصلند و نابينايانى بىعصا و خرمن سوختگانى حاصل از دست رفته و بت تراشانى طاغوت ساز . انديشه اى ندارند ، جز شبحى از امواج انديشهء پيشتازان خود . اگر هستى را به خود نسبت بدهند و بگويند : « ما هستيم » ، خود بهتر از همه مى دانند كه منظور آنان هستى پيشتاز است ، نه هستى خود ، و آنان بجاى « پيشتاز هست » ، « ما هستيم » را بكار مى برند . اينان جلباند ، از سوئى به سوئى كشيده ميشوند . موقعيتى را كه در زندگانى اشغال مى كنند ، مستند به خودشان نيست ، بلكه ، تا شياطين انس در بارهء آنان چه بدانند و چه بخواهند . اين قوم با بىپر و بالى پر و بال دگرانند .
٦ ، ٧ - ليعود الجور الى اوطانه و يرجع الباطل الى نصابه ( تا ستم به آشيانههاى خود برگردد و باطل به حد نصابش برسد ) تلاش اينان براى برگرداندن ستم و انحرافات به جامعه است
تلاش اينان براى برگرداندن ستم و انحرافات به جامعه است كسى كه دو حركت متضاد دادگرانه و بيدادگرانه در تاريخ را مورد توجه