ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٦٩ - علت اساسى سقوط تمدنها
راهشان بر دارد ، و عامل بهبودى زندگى مادى يا معنوى مردم را بوجود آورد ، بدترين ظلم بر انسانها است ، چه رسد به اين كه آن قدرت و امتياز را بصورت سلاحى در آورد و يكه تاز ميدان تنازع در بقا گردد .
بطور كلى مفهوم ضد عدالت ، ظلم است . معناى عدالت رفتار مطابق قانون است و چون همهء شئون فردى و اجتماعى انسانها مشمول قانون بمعناى عمومى است ، انحراف از آن قانون بهر شكلى كه باشد ، ظلم و تعدى و تجاوز است . براى نابود ساختن يك جامعه يا يك تمدن هر يك از انواع ظلم كه ما تنها نمونه هايى از آنها را متذكر شديم ، كافى است . روايتى از پيشوايان نقل شده است كه مى گويد : الملك يدوم مع الكفر و لا يدوم مع الظَّلم ( ادارهء جامعه با كفر مى تواند دوام داشته باشد ، ولى با ظلم امكان پذير نيست ) .
امير المؤمنين عليه السلام در خطبههاى آينده نتايج تباه كننده ظلم را گوشزد خواهد فرمود .
مبانى شناخت اصول فلسفى تمدن شناسى
مبانى شناخت اصول فلسفى تمدن شناسى ما در شناخت و تفسير و تحليل تمدنها ، هم بازيگريم هم تماشاگر
ما در شناخت و تفسير و تحليل تمدنها ، هم بازيگريم هم تماشاگر در بارهء شناخت تمدن اسلامى ، مانند شناخت ديگر تمدنها و فرهنگها ، مختصات ديدگاههاى مكتبى و عقيدتى پيش ساخته كاملا مؤثر بوده است ، لذا بنظر مى رسد اگر ما رنگ آميزى انديشهها و عقايد را در درك و تفسير و تحليل تمدنها كه مستند به عوامل درون ذاتى و برون ذاتى است ، ناديده بگيريم ، تحقيقات ما در بارهء اين موضوع با اهميت از تاريخ نگرى و تاريخ نگارى و ابراز آرمانهاى شخصى خود تجاوز نخواهد كرد . اين جمله را كه آلفردنورثوايتهد در باره تحقيقات گيبون در تاريخ مى گويد : « گيبون در بارهء سقوط و اعتلاى امپراطورى رم تحقيقات قابل توجهى انجام داده است ، ولى عينك »