ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٦٧ - علت اساسى سقوط تمدنها
كه « هستى و خواستههاى تو موقعى رسميت پيدا كند كه من مى خواهم » آيات فراوانى در قرآن مجيد اساسىترين علت فنا و نابودى جوامع و تمدنها را ظلم و تعدى معرفى كرده است . بعنوان نمونه : ( وَكَمْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها فَجاءَها بَأْسُنا بَياتاً أَوْ هُمْ قائِلُونَ . فَما كانَ دَعْواهُمْ إِذْ جاءَهُمْ بَأْسُنا إِلَّا أَنْ قالُوا إِنَّا كُنَّا ظالِمِينَ ) [١] ( و بسا جوامعى كه آنها را نابود ساختيم ، بلائى كه فرستاديم . شبانگاه يا موقعى كه در حال گفتگو با يكديگر بودند بر آنان وارد گشت ، در آن هنگام كه بلاى ما آنانرا فرا گرفت ، سخنى جز اين نداشتند كه ما ستمكاران بوديم ) در آيهء زير علت نابودى جوامع و تمدنها را در ظلم منحصر مى نمايد : ( وَما كانَ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرى حَتَّى يَبْعَثَ فِي ) [٢] ( و ما هلاك كنندهء جوامع نبوديم مگر اين كه مردم آن جوامع ستمكاران بودند ) ( وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَمَّا ظَلَمُوا ) [٣] ( ما بطور قطع جوامعى را در گذرگاه قرون پيش از شما بجهت آنكه ستم كردند ، نابود نموديم ) ( فَكَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها وَهِيَ ظالِمَةٌ ) [٤] ( بسا جوامعى را كه ستمكار بودند هلاك ساختيم ) بعضى از ساده لوحان گمان ميكنند كه معناى ظلم عبارت است از قتل عمدى يك يا چند انسان .
در اين صورت كشنده ظالم و كشته شده مظلوم ميباشد .
يا اين كه ظلم عبارت است از محروم ساختن يك فرد يا يك جامعه از معاش و از محصول دسترنج خود . و بطور كلى اينان خيال ميكنند كه ظلم يك تعدى آشكار به مال و جان و حيثيت يك فرد يا يك جامعه است ، بطورى كه آن تعدى مورد نفرت
[١] الاعراف آيه ٤ و ٥
[٢] القصص آيه ٥٩
[٣] يونس آيه ١٣
[٤] الحج آيه ٤٥