ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٢٨ - يك هزار سوار كه مطيع رهبر است ، بهتر است از صدها هزار سپاهى كه هر يك از افرادش در خودرأيى غوطه ور است
< شعر > آنانكه ره عشق گزيدند همه در كوى حقيقت آرميدند همه در معركهء دو كون فتح از عشق است هر چند سپاه او شهيدند همه < / شعر > منسوب به صدر المتألهين شيرازى ده نفر متحد كه همهء آنان يك هدف را حياتى تشخيص داده و آن را تعقيب نمايند ، هنگامى كه هر يك از آنان رابطهء خود را با ديگر افراد متحد مورد توجه قرار مى دهد در حقيقت ، سپاهى شكست ناپذير را در برابر ديدگان خود مى بيند ، در صورتى كه صدها هزار سپاهى كه دلهاى آنان با يكديگر پيوند ندارند ، تشكل و ارتباط آنان با يكديگر شبيه به ميليونها موش است كه حملهء يك گربه براى متلاشى ساختن آنها كفايت ميكند .
توضيح - بسر بن ارطاة مأمور دژخيم معاويهء نژاد پرست مقامجو ، كسى است كه معاويه او را با يك سپاه انبوه به طرف يمن فرستاده و دستور داده بود كه هر كسى را از پيروان على ( ع ) را ببيند ، نابودش كند . بسر با اين فرمان مردم بسيارى را كشت ، در ميان اين كشته شدگان دو فرزند عبيد اللَّه بن عباس بن عبد المطلب نيز كه به بلوغ نرسيده بودند ، كشته شدند » [١] درست دقت كنيد ، فرمان معاويه به بسر بن ارطاة چنين است « هر كسى را از پيروان على ديدى بكش » اين معاويه به اين كه بگويد : « من انسانم » قناعت نكرده بود ، ادعاى اسلام نيز كرده است و به اين ادعا هم قناعت ننموده گفته است : من خليفهء پيامبر اسلامم
[١] شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ج ١ ص ٣٤٠ .