ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٢٦ - همه سطوح روانى رهبر رهبران مى شورد
و جز فاجر و كافر نخواهند زاييد . پروردگارا ، من و پدرانم و هر كس را كه به حيطهء من وارد شود و همهء مردان و زنان با ايمان را ببخش و براى ستمكاران جز نابودى نخواهد افزود ) مشابه همهء جريانات فوق بر امير المؤمنين عليه السلام رخ مى دهد ، او صبر ميكند ، شكيبائى مى ورزد ، براى گستردن عدالت پيش پاى همهء آنان تلاش مى نمايد ، شب و روز خود را وقف آسايش آنان ميكند . از هر طرف وصله ميكند ، از طرف ديگر پاره مى شود . عاليترين حكمت الهى را بر گوش آنان مى خواند ، مانند ضعيفترين افراد بر روى زمين مى نشيند . با زور بازوى خود چشمهها بجريان مى اندازد ، مزارع را شاداب مى سازد . اندوخته اى از دنياى آنان جز لباسى كه در تن دارد و خود آنرا مى شويد و گاهى كامل خشك نشده آنرا مى پوشد .
در عبادت معبود تا به مقام ولايت كبرى پيش مى رود . همهء اين تلاشها و تكاپوها را مردم اجتماعش مى بينند و مى دانند و همگى بر آن عظمتها اتفاق نظر دارند .
با اين حال مى گويند : ما مقام مى خواهيم ما لذت مى جوئيم ما سود مى خواهيم بگذار معاويه هر كارى را دلش مى خواهد انجام بدهد بگذار معاويه همهء قواى حياتى مسلمانان را در راه زورگوئى خود مصرف نمايد بگذار بنى اميه شهوت - پرست و نژاد پرست و مقام پرست را تا حد معبوديت ببالا ببرد و مردم را بردگان آنها بسازد . آيا على بن ابي طالب از اين همه تبهكارى و وقاحت ننالد و فرياد بر نياورد .
اين كه امير المؤمنين براى آن رذل صفتان پست سيرت آرزوى زمامدارى بد و تبهكار مى نمايد ، در حقيقت سرعت بروز نتايج جبرى اعمالشان را آرزو ميكند ، نه اين كه براى انسانهاى قابل تربيت و تعليم ، مربى بد مى خواهد .
٢٤ ، ٢٥ - اما و اللَّه لوددت انّ لى بكم الف فارس من بنى فراس بن غنم < شعر > هنا لك لو دعوت اتاك منهم فوارس مثل ارمية الحميم < / شعر > ( هشيار باشيد ، سوگند بخدا ، دوست دارم كه بجاى شما ، هزار مرد سوار