ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٢٥ - همه سطوح روانى رهبر رهبران مى شورد
( قالَ نُوحٌ رَبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِي . وَاتَّبَعُوا مَنْ لَمْ . يَزِدْه مالُه وَوَلَدُه إِلَّا خَساراً وَمَكَرُوا مَكْراً كُبَّاراً وَقالُوا لا تَذَرُنَّ آلِهَتَكُمْ وَلا تَذَرُنَّ وَدًّا . وَلا سُواعاً وَلا يَغُوثَ وَيَعُوقَ وَنَسْراً . وَقَدْ أَضَلُّوا كَثِيراً وَلا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلَّا ضَلالًا مِمَّا خَطِيئاتِهِمْ . أُغْرِقُوا فَأُدْخِلُوا ناراً فَلَمْ يَجِدُوا لَهُمْ مِنْ دُونِ الله أَنْصاراً وَ . قالَ نُوحٌ رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الأَرْضِ مِنَ الْكافِرِينَ دَيَّاراً إِنَّكَ . إِنْ تَذَرْهُمْ يُضِلُّوا عِبادَكَ وَلا يَلِدُوا إِلَّا فاجِراً كَفَّاراً رَبِّ اغْفِرْ لِي وَلِوالِدَيَّ وَلِمَنْ دَخَلَ بَيْتِيَ مُؤْمِناً ) [١] ( گفت : پروردگارا ، من قوم خود را شب و روز دعوت [ بسوى تو ] نمودم .
دعوت من نيفزود بر آنان مگر گريز را . و من هر موقع كه آنان را براى بخشايش تو دعوت كردم : انگشتان خود را در گوشها فرو بردند و لباسها بر تن پوشيدند و در لجاجت خود اصرار كردند و تكبر ورزيدند . سپس دعوتم را براى آنان آشكار ساختم و گاهى با دعوت پنهانى آنان را خواندم . و گفتم از پروردگارتان طلب بخشش نمائيد . او بخشاينده است ، نعمتهاى خود را از آسمان براى شما فراوان مى فرستد . و شما را با اموال و فرزندان كمك مى نمايد ، براى شما باغها و چشمه سارها بجريان مى اندازد . چرا و به چه علت از خدا اميد عظمت نداريد . در حالى كه آن خدا شما را متنوع و داراى مراتب آفريد . گفت پروردگارا ، آنان از من تمرد كردند و از كسى پيروى نمودند كه مال و فرزندش جز خسارت نيفزود . آنان در ميان خود گفتند : خدايانتان را رها نكنيد . و رها نكنيد ود و سواع و يغوث و يعوق و نسر را .
آن تبهكاران جمع فراوانى را گمراه كردند و براى ستمكاران جز گمراهى نمى افزايد . آنان در نتيجهء گناهانشان غرق شدند و داخل آتش گشتند و در برابر خدا يارانى براى خود پيدا نكردند . نوح گفت : پروردگارا ، در روى زمين احدى از كفار را رها مفرما . اگر آنان را رها بسازى ، بندگانت را گمراه نموده )
[١] نوح از آيهء ٥ تا ١٤ و از آيه ٢١ تا ٢٨