ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١٧ - اجتماع و تشكل برنده است و جدائى و گسيختگى بازنده
بطور كلى شعور فردى در زندگى اجتماعى بدون شعور اجتماعى با اين كه فرد بدون اجتماع يك موجود بريده است ، نه هويتى دارد و نه ارزشى .
٩ ، ١٠ ، ١١ ، ١٢ ، ١٣ ، ١٤ ، ١٥ ، ١٦ - انبئت بسرا قد اطلع اليمن ، و انّى و اللَّه لا ظنّ انّ هؤلاء القوم سيدالون منكم باجتماعهم على باطلهم و تفرّقكم عن حقّكم و بمعصيتكم امامكم في الحقّ و طاعتهم امامهم فى الباطل و بأدائهم الامانة الى صاحبهم و خيانتكم لصاحبكم و بصلاحهم في بلادهم و فسادكم ( خبرى بمن رسيده است كه بسر بن ارطاة مشرف به يمن گشته است ، سوگند بخدا ، من اطمينان دارم كه آنان بهمين زودى دولت را از شما خواهند گرفت . اين تسلط بجهت اجتماع و تشكل آنان در باطلشان و پراكندگى شما از حقتان ميباشد . اين تسلط بجهت نافرمانى است كه شما در بارهء پيشوايتان در حقّ ، و اطاعت آنان از پيشوايان در باطل دارند و اداى امانتى كه بصاحب خود مى نمايند و خيانتى كه شما به صاحبتان روا مى داريد و بجهت اصلاح و تنظيم امور كه آنان در شهرهاى خود بوجود مى آورند و فسادى كه شما در شهرهايتان به راه مى اندازيد ) اجتماع و تشكل برنده است و جدائى و گسيختگى بازنده نتايج روبنائى و قوانين سير معمولى طبيعت را با تكيه به اين كه ما از رهبرى با عظمتترين پيشوا برخورداريم ، نمى توان از بين برد . اين مثال بسيار ساده را توجه فرمائيد : شخصى بيمار دست مى برد و شيشه اى را كه روى ميز است به اطمينان اين كه شربت دواى بيمارى او است و واجب است براى حفظ جان خود آن شربت را بخورد ، بر مى دارد و مى خورد ، ولى اين شيشهء شربت نبوده ، بلكه شرابى مستى آور بوده است ، هيچ جاى ترديدى نيست اين كه اين شخص مست خواهد گشت و نمى تواند با هيچ پشيمانى و داد و بيداد جلو مستى