ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١٥ - ترجمهء خطبهء بيست و پنجم
شام كند ذهن و مقلد و مبتلا به جمود فكرى در يك رأى بوده ، اطلاعى از نظريات نمى گيرند و از مسائل پشت پرده سؤال و تحقيق نمى نمايند . « اهل عراق همواره معروف به كم اطاعت بودن و ايجاد كنندهء اختلاف با رؤساى خود مى باشند [١] .
اين مطلب كه ابن ابى الحديد و جاحظ در توصيف اهل عراق گفتهاند ، احتياج به تأمل و بررسى همه جانبهء سرزمين عراق از قديمترين تاريخى كه در پشت سر گذاشتهاند تا آن موقع ، نيازمند ميباشد . ما در تمدن بين النهرين مخصوصا در دوران زمامدارى حمورابى ششمين پادشاه بابل نظم و انضباط در جامعه عراق مى بينيم . البته مطالبى را كه در اينجا مطرح مى كنيم ، توضيح دهنده وضع جامعهء امروزى عراق نمى باشد . جامعه ايكه مردم آن داراى هشيارى و انتقاد و عيبجوئى بوده ، ولى اگر اين اوصاف موجب اختلال زندگى و ويرانى و گسيختگى در حيات اجتماعى آن جامعه بوده باشد ، معلوم مى شود كه مردم آن جامعه يا از فهم عالى و انديشههاى اصيل براى برقرارى نظم ضرورى و مفيد در جامعه محرومند و يا خود خواهى آنان بقدرى تند و تيز است كه قدرت نجات يافتن از محاصرهء خود محورى را ندارند . موضوع هر دو احتمال از نظر بايستگىها و شايستگىهاى انسانى مطرود و محكوم است .
شيوع انديشههاى بىاساس توأم با خود محورى كه در چنان جامعه اى امتياز محسوب مى شود ، از بروز انديشههاى اصيل و سازنده و انسان محورى
[١] شرح نهج البلاغه - ابن ابى الحديد ج ١ ص ٣٤٦ . يكى از شعراى مطلع در بارهء ورود امام حسين عليه السّلام به عراق مى گويد : < شعر > ورد الحسين على العراق و ظنّهم تركوا النّفاق اذ العراق كماهيه ما ذا قطعن فراتهم حتّى قضى عطشا فغسّل بالدّماء القانيه < / شعر > ( حسين به عراق وارد شد و گمان ميكرد كه عراقيها نفاق را رها كردهاند ، ولى عراق همان است كه بود . به چه علت فرات را از حسين ( ع ) دريغ داشتند ، تا تشنه شهيد شد و با خونهاى سرخ شستشو داده شد . )