ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١١ - ترجمهء خطبهء بيست و پنجم
تفسير عمومى خطبهء بيست و پنجم
تفسير عمومى خطبهء بيست و پنجم اين خطبه را پس از جنگهاى صفين و داستان حكمين فرموده است .
٦ ، ٧ - ما هى الَّا الكوفة اقبضها و ابسطها ان لم تكونى الَّا انت تهبّ اعاصيرك فقبّحك اللَّه ( براى من جز كوفه نيست كه در سلطهء من قرار گرفته قبض و بسط آنرا در اختيار دارم . اگر اى كوفه ، براى من چيزى نباشد جز تو ، در حالى كه بادهاى بر هم زننده در تو مى وزد ، خدا زشتت كناد . ) چه كند رهبر جامعه اى كه همواره بادهاى آراء و عقايد متضاد و گوناگون در جو آن وزيدن مى گيرد
چه كند رهبر جامعه اى كه همواره بادهاى آراء و عقايد متضاد و گوناگون در جو آن وزيدن مى گيرد حقيقت امر اينست كه هيچ عامل بردگى روحى براى نوع بشر جز خود خواهىها و و مطلق نگريهاى او در بارهء خويشتن ، وجود ندارد . اين عامل بردگى از بعد منفى مختصات انسانى روييده مى شود . بعد منفى مختصات انسانى عبارت است از اين كه مختصى را كه براى خود اثبات ميكند ، فورا آنرا از ديگرى نفى ميكند . از « اين كه من مى انديشم » ، يك نتيجهء لازم و فورى بيرون مى آورد كه « پس تو نمى انديشى » ناميده مى شود . « من آن موضوع را مى خواهم » ، « پس تو آن موضوع را نمى خواهى يا نبايد بخواهى » اين مثبت هايى كه در « من هستم » خلاصه مى شود « پس تو نيستى » را نتيجه مى دهد .