ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٣٥ - نه
١٠ - عمران : يا سيّدى فإنّ الَّذى كان عندى إنّ الكائن قد تغيّر فى فعله عن حاله بخلقه الخلق ( اى سرور من ، در نظر من چنين بود كه خداوند با آفريدن خلق در كارى كه انجام داد تغييرى پيدا كرده است ) الإمام : أحلت يا عمران فى قولك : إنّ الكائن يتغيّر فى وجه من الوجوه حتّى يصيب الذّات منه ما يغيّره ، يا عمران ، هل تجد النّار يتغيّر بتغيير نفسها ، أو هل تجد الحرارة تحرق نفسها ، أو هل رأيت بصيرا قطَّ رأى بصره قال عمران : لم أر هذا .
( امام فرمود : اى عمران در اين كه ميگوئى : خداوند به نحوى تغيير پيدا ميكند ، تا ذات او از چيزى ديگر كه خارج از ذات اوست متأثّر شود و تغيير پيدا كند ، امر محالى ميگوئى . اى عمران ، آيا چنين مى بينى كه آتش از ذات خود تغييرى پيدا كند آيا گرما را مبينى كه خود را بسوزاند آيا ديده اى كه بيننده اى چشم خود را ببيند عمران گفت : نديدهام . ) اين مسألهء تغيّر خداوندى پس از بوجود آوردن كائنات ، ذهن عمران را سخت بخود مشغول داشته بود كه بار ديگر اين مسأله را مطرح مى كند و مى گويد : در نظر من چنين بود كه خداوند با آفريدن مخلوقات تغييرى پيدا كرده است مضمون پاسخ امام عليه السّلام به اين گمان باطل چنين است : عامل اين تغيّر يا خارجى است و يا داخلى ، و هيچ يك نمى تواند خدا را متغيّر بسازد . اگر عامل تغيير را خارج از ذات تصوّر كنيم ، حتما بايد بگوئيم : آن عامل خارجى قوىتر از خدا بوده است كه او را متغيّر ساخته است و اين امرى است محال ، و اگر عامل تغيير را داخلى فرض كنيم ، اين هم امكان ناپذير است ، زيرا با قطع نظر از وحدت حقيقى موجوديّت خداوندى لازمهء تغيير بوسيلهء عامل داخلى مستلزم تركيب ذات اقدس ربوبى از تغيير دهنده و تغيير شونده ميباشد ، و در اين صورت بايد جزئى از موجوديّت خداوندى حادث فرض شود ، و با فرض