ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١٦ - تعريفى مختصر براى شكر
در هنگام سود گيرى از يكديگر از خود نشان مى دهند و نام آنرا شكر و سپاسگزارى مى گذارند ، لذا در هنگام اسناد همين كلمه به خدا هم معنائى نزديك به مفاهيم مزبور به ذهن عدّه اى بسيار زياد متبادر مى گردد و اسف انگيزتر اين كه عقب ماندگان گمان مى برند كه شكر بخدا هم براى بدست آوردن پاداش نعمتى است كه خدا به بندگانش عنايت فرموده است يعنى خداوند از مردم در برابر نعمتهايش پاداش مى خواهد با نظر به نتايج قضاياى عقلائى صحيح و دريافتهاى فطرى خالص و آيات قرآنى كه در بارهء مادّهء شكر آمده است ، اين كلمه مفهومى بس عالىتر از آن دارد كه در مغزهاى معمولى منعكس مى گردد و خود از آفات خداشناسى و ارتباط شايسته با خداوند سبحان مى باشد .
خداوند چه نيازى به سپاس و قدردانى ما در برابر نعمتهايش دارد و براى آن غنىّ و صمد مطلق چه احتياجى به ياد آورى ما وجود دارد در صورتى كه انگيزهء ايجاد عالم هستى باين عظمت براى او جز افاضهء نعمت هستى بدون انتظار هدفى كه بآن ذات اقدس عائد شود ، چيزى نبوده است .
تعريفى مختصر براى شكر از مجموع دلائل عقلى و نقلى و دريافتهاى خالص در بارهء شكر در هنگام خلوص و صفاى روحانى ، اين حقيقت بر مى آيد كه : شكر عبارتست از اسناد خيرات و كمالات به خداوند متعال در موقع توجّه به آنها ، مخصوصا در آن مواقع كه خداوند با يكى از آن خيرات بندهء خود را مورد عنايت قرار داده باشد و بدينجهت است كه در حالات هشيارىهاى عالى كه ارتباط خيرات را ، حتّى خود شكر گزارى را كه يكى از با عظمتترين نعمتهاى معنوى است ، به خدا درك مى كنيم پس از احساس ناتوانى از شكر - گزارى ، در دريائى از فروغ الهى غوطه ور مى گرديم .
حال به مقدارى از آيات مربوط به شكر توجّه نمائيم :