ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٩٧ - توكَّل حقيقى عبارتست از يك - پذيرش اين مسألهء اساسى الهى كه - ) *
و نيروهاى آن انسان متوكَّل را كنار مى گذارد و عالم هستى و قوانين حاكم بر آن را بايگانى مى نمايد و خواستهء آن شخص متوكَّل را بر مى آورد خطاى اساسى اين گونه مردم پندار گرا كه مغز خود را با امثال اين تخيّلات بى اساس و ضدّ حيات آكندهاند ، در اينست كه بخدا اعتراض مى كنند كه چرا هستى را طورى آفريده است كه قانون در آن حكمفرما است و وصول به نتيجه ، به كار و كوشش نيازمند است خطاى ديگر اينان در تعريف و توصيف توكَّل است كه نمى دانند معناى توكَّل آن نيست كه انسان وقتى تشنه شد ، سيراب شدن خود را به خدا واگذار كند ، يا وقتى كه مى خواهد كارى را انجام بدهد كه احتياج به تفكَّرات عميق و دقيق دارد ، بگويد : توكَّلت على اللَّه و بدون فكر اقدام به كار كند توكَّل حقيقى عبارتست از يك - پذيرش اين مسألهء اساسى الهى كه - ) * < شعر > أزمّة الأمور طرّا بيده و الكلّ مستمدّة من مدده < / شعر > حاج ملَّا هادى سبزوارى ( زمامها و عنان همهء امور بدست خداونديست و همهء موجودات از قدرت او استمداد مى نمايند ) و اين حالت والاى روحى نه تنها در موقع اقدام به كارها در انسانهاى آگاه و وارسته بروز مى كند ، بلكه اين گونه انسانها در همهء حالات زندگى از پديدهء مزبور برخوردارند . كسى كه از روى آگاهى و با فروغ ربّانى كه دل او را روشن كرده است ، در هر كارى كه انجام خواهد داد ، انشاء اللَّه مى گويد ، مقصودش آن نيست كه مشيّت خداوندى بر خلاف عالم هستى و قوانين حاكمه در آن ، بجريان مى افتد و خواستهء انسان را بر مى آورد بلكه منظورش اينست كه با نظر به سيستم باز طبيعت كه در سيستمى باز از عالم هستى در جريان است و هر لحظه اى امكان بروز رويدادهاى محاسبه نشده در مغز او مى رود براى آنكه در موقع بروز آن رويدادها ضربه نخورد و در نظم هستى به ترديد نيفتد ، قضيّه را به مشيّت