ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٥٩ - تفسير عمومى خطبهء نود و يكم
خصوصيّت يكم -
خصوصيّت يكم - وضع خاصّ ذهنى و روانى متفكَّر است كه كيفيّت برداشتهاى او را از جهانى كه با آن در ارتباط است ، تعيين مى نمايد . اين خصوصيّت فراگير همهء متفكَّران در همهء دورانها و در هر مكتبى و اقليمى است كه در آن زندگى مى كنند . اين خصوصيّت يك پديدهء عارضى و ثانوى نيست ، بلكه مستند به يكى از اصيلترين اصول معرفت بشرى است و آن اصل عبارتست از ضرورت ارتباط انسان با واقعيّات بوسيلهء عوامل گوناگون معرفت مانند حواسّ و آزمايشگاههائى كه با دست خود براى توسعه و عميق ساختن معرفتش مى سازد و مى پردازد . اين موضع گيرى ، دامنگير همهء متفكَّران است در همهء دورانها و فقط دو موضوع از اين اصل مستثنى است : موضوع يكم - علم به ذات ( علم حضورى ) كه هيچ عاملى خارج از ذات درك كننده و درك شونده در حصول آن دخالت نمى ورزد .
موضوع دوم - خدا است كه عقل سليم و فطرتهاى پاك مى توانند بدون دخالت عامل خارجى ، او را درك كنند .
خصوصيّت دوم -
خصوصيّت دوم - عبارتست از تدريجى بودن گسترش معلومات بشرى در امتداد زمان . فلسفه با نظر به افزايش تدريجى دانشها و بينشها با دو نوع مسائل مواجه است : نوع يكم - مسائلى هستند كه در پهنهء علم بروز مى كنند ، خواه در قلمرو انسان و خواه در قلمرو جهان عينى . و جاى ترديد نيست كه بروز دانشها و بينشهاى جديد چنانكه اشاره كرديم موجب گسترش و افزايش و عمق مسائل فلسفى مربوط به آن دانشها و بينشها مى گردد .
نوع دوم - يك عدّه مفاهيم و مسائل بسيار كلَّى و عمومى هستند كه همواره در گذرگاه زمان براى متفكَّران فلسفى و هستى شناسان مطرح بوده و خواهد بود . اين مفاهيم و مسائل در فلسفهء شرق « امور عامّه » يا « مبادى عامّه » ناميده مى شوند . واقعيّت ، نمود ، وجود ، عدم ، نظم و قانون ، معرفت ، زمان ،