ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٦ - خداوند سبحان شكست خوردگان مستضعف را پس از آزمايشها و عبور از تنگناها پيروز مى گرداند و شكست آنانرا جبران مى نمايد
از بالا و زير بر شما حمله ور شدند و چشمها حيران شد و جانها به گلو رسيد و به وعدهء خدا گمانها مختلف گرديد [ مؤمنان به فتح اسلام و ديگران در گمان بد بودند ) در آنجا مؤمنان امتحان شدند [ و ضعيفان در ايمان ] سخت متزلزل گرديدند ) .
بديهى است كه بشر حتّى اگر پر ارزشترين كالا را ارزان بخرد ، يا اصلا بدون تلاش تصاحب كند قدر آنرا آن چنانكه هست بجاى نخواهد آورد زيرا - < شعر > اى گرانجان خوار ديدستى مرا ز ان كه بس ارزان خريدستى مرا هر كه او ارزان خرد ارزان دهد گوهرى ، طفلى به قرصى نان دهد < / شعر > مولوى بنظر مى رسد امير المؤمنين عليه السّلام اين سخنان را كه بازگو كنندهء سنّت خداوندى در نابود كردن ستمگران و نجات دادن بينوايان و مستضعفان ميباشد ، براى آن عدّه از مردم و لشكريانش فرموده است كه از استكبار و طغيانگرى معاويه و عمرو بن عاصها به تنگ آمده بودند و از مشاهدهء طول زمان بيچارگى و بينوائى مستضعفان در زير چنگال آنان دنيا را تيره و تار مى ديدند .
حقيقت اينست كه اگر كسى به سنّت خداوندى در بارهء مهلت دادن به ستمگران و خودكامگان و انداختن ضعفاء و بينوايان به مشقّتها و آزمايشها معتقد نباشد و فلسفهء آن را نداند ، از مشاهدهء ستمكاريهاى طولانى ظالمان و انواع ستمهائى كه آنان بدون اعتناء به كرامت انسانى و بدون توجّه به عظمت حيات كه بزرگترين جلوه گاه مشيّت خداوندى در روى زمين است ، مرتكب مى گردند در حيرت فرو مى رود . لذا براى تفسير و توجيه اين سنّت بآن اندازه كه در خور انديشهء ماست ، فلسفه اى كه مى توان در نظر گرفت ، همان عظمت و ارزش حيات است كه با جريان سنّت مزبور الهى روشن مى گردد . بار الها تو خود مى دانى كه در اين دوران ما جور و ستم مستكبران قدرت پرست و از خدا بيخبر بر ضعفاء و بينوايان به چه حدّى رسيده است ، آهها و نالههاى دردمندان فضاى